سیّد ظهور شاه هاشمی و نظریه ی او درباره ی زبان و قوم بلوچ

 *بعد از کوروش کبیر تا زمان داریوش کبیر مرزهای تو رو به گسترش بود.

*تا زمان داریوش سوم دویست و سی سال گذشته بود که اسکندر مقدونی فاتح دریا ها بود، روی کار آمد.

* او قُلّه های سر به فلک کشیده ی تو و روزگار درخشان تو را در شکم دریاهای سیاه به نیست و نابودی کشاند.

*داریوش درکام توفان های اسکندر قرار گرفت و خیانت افراد خائن نیست و نابود شد.

*قوم و قبیله ای ایرج برای هخامنشیان و کوچ و بلوچ ها از همان اوّل با خیانت و تزویر رفتار کردند.

*با نابودی داریوش که صاحب کتیبه ها و نقش هاست غربیان به قدرت و توان اسکندر پی برده بودند.

* بعد از شکست و نابودی هخامنشیان در ایران زمین هر پادشاهی که روی کار آمد با کینه و عداوت با بلوچ ها رفتار کرد.

*قومی بسیار آگاه، مقاوم، پایدار چون سنگ آسیا او را در مسیر توفان قرار دادند و ظلم و ناروایی بر او روا داشتند.

*روزگاران گذشته، دوران ظلم و ستم سپری شدند. دورانی تازه با دربار ها پدید آمد.

*دوران انوشیروان عادل بود ! که اسمش عادل بود. حامی چه کسی بود؟ و برای چه کسانی خونخوار بود.

*مصمّم شد که من در گیلان و مازندران قوم کوچ و بلوچ را نمی گذارم که خود مختار باشند و قدرت را به دست گیرند.

*برای افراد آگاه و ناآگاه، دوست و دشمن در شهرها، دژها و کوهستان ها جار زد.

*اگر کهتری خود را می پذیرند آن ها را می بخشم، اگر سخت سری و مقاومت کنند آن ها را به قید و بند خواهم کشید.

*در البرز و مناطق مرتفع، قوم بلوچ مانند شیر و پلنگ در کوه ها کمین کرده بودند.

*بلوچ های گیلان برای کمک برادران خود چون دلاورانی قهرمان برای جنگ آماده بودند.

* از یک طرف شاهنشاه (انوشیروان) با فوج و سپاه اش و ازطرف دیگر قوم بلوچ با شمشیر و نیزه و خنجر آماده ی پیکار بودند.

*دلاوران جنگجو در کوه ها جنگیدند و سپاه انوشیروان را درمانده و مستأصل ساختند.

* باران های موسمی و شکست های پیاپی برای زورگویان ترسو چون رعد می خروشیدند.

*(انوشیروان) از مشاوران و بزرگان قوم عاجزانه خواست که من راه گم کرده ام بیایید و مرا راهنمایی کنید.

*بعد از مشورت با بداندیشان، وحشیانه و ددمنشانه از مرزهای انسانی و انسانیت گذشت.

*دریافت که تمام دلاوران بلوچ در میدان نبرد هستند و در خانه هایشان فقط زنان و کودکان تنها مانده اند.

* با لشکری بزرگ، پنهانی و شبانه به سوی خانه و زندگی بلوچ ها یورش بُرد.

*برای دلاوران بلوچ در کوه البرز پیغام فرستاد در خالی که از ترس زهره اش می ترکید.

*(گفت:) یا برای صلح آماده شوید و در برابر شاهنشاه انوشیروان مطیع باشید که یکباره دست از زن و فرزند بشویید.

*بلوچ های نترس و دلاور با شجاعت و تمام توان خود در دشتی سیاه به دشمن حمله بردند.

*با چشمان خود نابودی خویش را مشاهده کردند، زیرا که بداندیشان با بدکرداری به بدکاری پرداختند.

*دشمن به سوی بچّه ها و زنان بی دفاع حمله ور شد و شمشیرهای الماس گون- خود را با خون آنان رنگین ساخت.

*بلوچ های غیرتمند و نترس و چون مارچابک و فرز حاضر به مذاکره شدند.

*انوشیروان با رفتار چون گر از پلید- که برای مردم خود عادل و برای بلوچ ها ددمنش و ددصفت بود- پیروز گشت و بلوچ ها را آواره کرد.

*قبایل زیادی از روی ناتوانی موفق به مهاجرت نشدند، ولی افراد غیرتمند زیادی کوچ کردند و بار سفر بستند و جلای وطن شدند.

*برای بلوچ های آزادمنش و خودمختار، پذیرش قیادت و زیردستی (انوشیروان) پیغام مرگ بود.

*از حملات سبعانه ی (انوشیروان) شهرهای پر امن و مجالس شادی بخش و شور آفرین از رونق افتاد.

*قبایل خودمختار از مازندران به گیلان آمدند و این دلاور مردان خودمختار قیادت (انوشیروان) را نپذیرفتند.

*صبح زود، سران قبایل از گیلان سرسبز و سرزمین دلاور نشان برخاستند و بار سفر بستند.

* بزرگترین جایگاه بلوچ ها، کرمان بزرگ و سواحل نیلگون کارپیلا آن بندر بزرگ شد.

*" کارپیلا " خود همین کوه مبارک است که بعضی به اشتباه و باافتخار به آن کربلا می گویند.

*"کرپیلا" و کرمان مرزهای غربی تو هستند و تا شیراز بزرگ مرز تو ادامه دارد.

* کریم خان زند را ستایش می کنم که سی سال مردانه و بدون جنگ نبرد بر پارس و ایران حکمرانی کرد.

*روزگار گذشت و دوران جدید انسان های جانور صفت شروع شد، این ستمگران سرزمین بلوچستان را غارت و چپاول کردند.

* پهلوان عرب و قاجاریان کینه جو برای نابودی تو متحد و هم پیمان شدند.

*دوباره ابرهای ظلم و ستم بر سر بلوچ ها باریدن گرفت و بلوچ
ها از "کرمان" و " کارپیلا " بار و بنه ی خود را بستند و عقب نشینی کردند.

*از "کرپیلا" تا سیستان که میان بمپور قرار دارد این آخرین و بزرگترین هجرت قوم بلوچ بود.

* بمپور که بدون بحث از آنِ خود بلوچ ها بود، سیستان و خوارزم را نیز بلوچ ها اقامتگاه خود قرار داد.

*می گویند : این آخرین هجرت بود که میر جلال خان به مکران چون گلستان به آسانی روی آورد.

*از نسل میر جلال خان و از سران و بزرگان قوم بلوچ بهترین و شایسته ترین فرد میر شیهک بود.

*بعد از شیهک نام و آوازه ی چاکر در سرزمین ها افتاد که صاحب اسب های رهوار و قلعه های سیبی و کلات بود.

*هیچ کس نمی داند که رند کیست؟ هر کس با قدرت نمایی به توضیح و تشریح درباره ی او می پردازد.

*مورخان و تاریخ نویسان ایرانی میر چاکر رند را از طایفه ی زند می دانند.

*به راستی که از قبیله ی کریم خان زند است. میر چاکر پسر شیهک حامی و پشتیبان اوست.

*در سرزمین  مکران و درون آن از قبایل دیگر نیز سرداران بزرگی بودند.

*به عنوان مثال میر چاکر فاتح، با شمشیر نفس گیرش و گهرام پیشوای فاتحان نیز از لاشار بودند.

* در این زمان و بعد از این احوال و سرگذشت (قوم بلوچ) در کتب تواریخ چیزی دیگر و در زبان ها چیزی دیگر است.

*راست چیست؟ دروغ چیست؟ عقیده و باور چیست؟ برای مردم و محققان تلاش زیادی لازم است تا به راست و حقیقت برسند.

*در کتب اخیر تاریخ، تاریخ نگاران کتب خود را از سخنان واهی و بی ارزش انباشته اند.

*به هوش باش ! و توجّه کن، این سخنی بی پایه و بی وزن نیست.

*چه کسی از ما جلو تر است و از ما دلیرتر بوده است و چه کسی
از پذیرش این حقیقت سر باز می زند، تو خود اوضاع و احوال را به سنج و قیاس
کن.

*بهانه برای قدرتمند و ناتوانی فراوان است. ناتوانی و زورگویی چه کسی امان تو را بریده است.

*امروزه جایگاه قوم تو و سرآغاز تاریخ تو چون میراثی ناتمام است و کارداران نیز افرادی خود فروخته اند.

.................................................................

{ (١) - بلوچی زبان و ادب کی تاریخ، سیّد ظهور شاه هاشمی، سیّد آکادمی کراچی، چاپ اول ١٩٨۶ ، ص ١۶۶ تا ٢٣٩

/ 2 نظر / 62 بازدید
انجمن تفریحی

سلام دوست عزیز ، وبلاگ بسیار خوبی داری ، مطالب وبلاگت عالیه ، من یه انجمن دارم نیاز به چند مدیر برای بخش های مختلف اگه امکان داره بیا به انجمنم و عضو شو و توی هرکدوم از بخش ها که دلت میخوات فعالیت کن ، ممنون میشم با من همکاری کنی ، اینم لینک عضویت : www.2forums.ir/register.php ، اینم لینک آموزش : http://2forums.ir/articles.php ، راستی عضو شدی به Admin پیام خصوصی بده برای مدیر شدن و یا می تونید با این ایمیل تماس بگیرید weblognet@yahoo.com

monaz

salam azizam khaste nabashi web bahali dari golam mamnun misham be shabake ejtemae va doostyabi ma ham sar bezani va ozv beshi onja mitunim kheyli rahat ba ham chat konim mamnun golam