نمازتراویح

در این آیه نسبت به دو چیز بیان فرمود که جرم عظیم و سبب دخول جهنم اند:
یکی مخالفت رسول الله صلی الله علیه وسلم واین روشن است که مخالفت
رسول کفر و وبال عظیم است . دوم آنکه وقتی تمام مسلمانان بر یک کاری متفق باشند ترک
آن واختیار کردن راهی بر خلاف آن. از این معلوم شد که اجماع امت حجت است یعنی
همانطور که عمل بر احکام بیان کرده ی قرآن وسنت واجب می باشد همچنین بر هر چیزی که
امت بر آن اتفاق کند بر آن هم عمل واجب است و مخالفت آن گناه عظیم است
؛

چنانکه آن حضرت صلی الله علیه وسلم در حدیثی فرموده است :« ید
الله مع الجماعة من شذَّ شُذّ فی النّار
» یعنی دست نصرت و رحمت خدا همراه

جماعت است و هرکس از جماعت مسلمین کناره گیرد او جدا شده در جهنم انداخته می شود.1
و امام شافعی رحمه الله بر اینکه اجماع ، حجت است و مخالفت با آن حرام می باشد بعد
از تفکر و تلاش زیاد که تا سه شبانه روز هر روز سه مرتبه و هر شب سه مرتبه قرآن را
کامل می خواند همین آیه را برای استدلال بر حجت بودن اجماع بیان نمود چنانکه در
تفسیر ابن کثیر، روح المعانی و غیره مذکور است و ابن کثیر می فرماید:
« این از
بهترین و قوی ترین استنباطات می باشد».2
خداوند این امت را از اینکه بر اشتباه و
گمراهی جمع شوند محفوظ نموده است ابن عمر وابن عباس رضی الله عنهما روایت می کنند
که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند « لا یجمع الله هذه
الامة علی الضلالة ابداً و ید الله علی الجماعة و من شذ شذ فی النار
»3 والله

اعلم .خداوند این امت را هیچگاه بر گمراهی جمع نمی کند و دست خدا بر جماعت است و
کسی که از جماعت مسلمانان کناره گیرد او جدا کرده شده و در جهنم انداخته می
شود.
اکنون دانستن این نکته ضروری است که اجماع یعنی چه
؟
اجماع در لغت به دو معنی می آید : 1- عزم وتصمیم بر
چیزی
2- به معنی اتفاق .معارف القرآن ج4 ص153 2 -ابن کثیر ج1 ص 568 3- رواه البیهقی والترمذی ، تفسیر مظهری
ج2 ص336
در اصطلاح اصولیین اجماع عبارت است از اینکه : مجتهدین امت اسلامی در یک
زمان بر یک حکم شرعی بعد از وفات پیامبر صی الله علیه وسلم اجماع نمایند . و مجتهد
همان فقیه است یعنی کسی که استعداد و استنباط احکام شرعی از روی دلائل را داشته
باشد . واز مجتهدین به اهل حل وعقد یا اهل رای واجتهاد یا علماء امت نیز یاد می
شود.اما غیر مجتهد کسی است که توانایی استنباط را نداشته باشد مانند عوام الناس یا
کسی که از امور شریعت آگاهی ندارد اگر چه در یک فن عالم باشد یا از علوم دیگر مانند
طب و هندسه و غیره آگاهی داشته باشد.
بنابر این اتفاق غیر مجتهدین معتبر نیست و
منظور از اتفاق مجتهدین ، اتفاق همه ی مجتهدین می باشد . ومخالف یک نفر مضر نیست و
این رای جمهور اصولیین است . وبرخی معتقدند که مخالفت یک یا دو یا سه نفر مضر نیست
وبرخی قائل به اتفاق اکثر می باشند.
زمانیکه بر حکم یک مسئله اجماع شد این اجماع
دلیل قطعی می باشد و بر مسلمانان لازم است که از آن پیروی نمایند و مخالفت با آن
جایز نیست .1
بیست رکعت تراویح از مسائل اجماعی است که در زمان حضرت عمر رضی
الله عنه بر آن اجماع صحابه صورت گرفت به همین علت است که کمتر از آن در زمان خلافت
حضرت عثمان وحضرت علی رضی الله عنهما وبعد از آن در زمان تابعین وتبع تابعین که خیر
القرون هستند ثبوتی ندارد وائمه مذاهب چهارگانه نیز بر این متفق اند که تراویح کمتر
از بیست رکعت نیست . واز همان زمان که اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم بر این امر
اجماع نمودند تا به امروز در کل دنیا از مشرق تا مغرب در همه مساجد بیست رکعت نماز
تراویح با جماعت خوانده می شود.
مهمتر ار همه اینکه در مسجد الحرام در مکه و
مسجد النبی در مدینه نماز تراویح بیست رکعت خوانده می شود اگر پیامبر صلی الله علیه
وسلم هشت رکعت می خواند و حضرت عمر رضی الله عنه هم بر آن همان تعداد عمل می کرد
وبه آن دستور می داد همان جاری می شد و مردم بر آن عمل می کردند .اما جای تعجب است
که برخی اصرار دارند که پیامبر صلی الله علیه وسلم با وتر بیش از یازده رکعت
نخوانده و حضرت عمر رضی الله عنه هم همان تعداد را جاری ساخته پس بر آنان لازم است
که ثابت کنند در زمان حضرت عثمان و حضرت علی رضی الله عنهما و در زمان تابعین رضی
الله عنهم و بعد از آن هم مردم به همین تعداد قیام می کردند و مشخص کنند که بیست
رکعت را چه کسی رواج داد و از چه زمانی شروع شد؟ واین سنت پیامبر صلی الله علیه
وسلم و حضرت عمر رضی الله عنه را چه کسی در مسجد الحرام و مسجد النبی تغییر
داد؟
رساله ای که پیش رو دارید مباحثه ای است که با یکی از غیر مقلدین انجام
گرفت و اکنون آن را به صورت پرسش وپاسخ در آورده در اختیار شما خوانندگان عزیز قرار
دادم تا از حقیقت بحث واحادیثی که در این مورد وجود دارند واز صحت وسقم احادیث نیز
آگاهی یابید .امیدوارم که حقیقت را در یابید وآنچه اکثر مسلمانان جهان آن را حق می
دانند و بر آن عامل بوده و هستند شما هم بر آن عمل کنید.
من الله التوفیق
1-
الوجیز فی اصول الفقه ص 179 الی 182
حکم قیام رمضان ( تراویح)
پرسش 1- حکم
قیام رمضان چیست؟
پاسخ: قیام رمضان(تراویح) برای زنان و مردان سنت موکده
است.
پرسش2- در حدیث آمده که پیامبر صلی الله علیه وسلم اصحاب رضی الله عنه رابه
قیام رمضان ترغیب میداد وآنها را تاکید نمی کرد شما به چه دلیل می گویید سنت موکده
است؟
پاسخ: از حضرت عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی
الله علیه وسلم فرمودند: « ان الله تبارک وتعالی فرض قیام رمضان علیکم وسننت لکم
قیامه فمن صامه و قامه ایمانا واحتسابا خرج من ذنوبه کیوم ولدته امه» .1 همانا
خداوند روزه رمضان را بر شما فرض گردانید و من قیام آن را برایتان سنت قرار دادم پس
کسی که آن را روزه گرفت و قیام کرد از جهت ایمان وطلب ثواب ، طوری از گناهانش خارج
گردید مانند روزی که مادرش او را به دنیا آورد.
این حدیث سنت بودن قیام رمضان(
نماز تراویح) را بیان می نماید و چون خلفاء راشدین بر آن مواظبت نموده اند لذا سنت
موکده قرار گرفت چنانکه در درالمختار آمده « التراویح سنة موکدة لمواظبة الخلفاء
الراشدین للرجال والنساء اجماعا» تراویح برای زنان و مردان همگی سنت موکده است چون
خلفای راشدین برآن مواظبت نموده اند.
ابن عابدین رحمه الله می فرماید: در هدایه
و غیره همین صحیح قرار داده شده و از امام ابوحنیفه رحمه الله نیز این چنین روایت
شده است . در کتاب الاختیار مذکور است که امام ابویوسف رحمه الله از امام ابوحنیفه
رحمه الله در مورد تراویح وآن کاری که حضرت عمر رضی الله عنه انجام داد پرسید امام
جواب داد که تراویح سنت موکده است و حضرت عمر رضی الله عنه آن را ایجاد نکرده و در
این باره مبتدع شمرده نمی شود آنچه حضرت عمر رضی الله عنه به آن دستور داده مطابق
با اصلی است که نزد وی موجود بوده واز سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم در این
مورد دلیلی داشته است.2
پرسش3: در کتاب «مختصر القدوری» که مولف آن علامه ابی
الحسین احمد بن محمد البغدادی الحنفی می باشد و در سنه 428 هـ. وفات نموده است واز
جمله کتاب های معتبر احناف است در باب قیام شهر رمضان نوشته است « یستحب ان یجتمع
الناس فی شهر رمضان بعد العشاء...» از این عبارت معلوم می گردد که تراویح مستحب است
نه سنت موکده؟
پاسخ: این قول قدوری منافی سنت بودن آن نیست چون معنی عبارت این
است که مستحب است مردم در ماه مبارک رمضان بعد از عشاء جمع بشوند و این نماز را با
جماعت ادا کنند و این دال بر این است که جماعت در تراویح نزد وی مستحب است نه خود
تراویح اگر منظور خود تراویح می بود می فرمود: « یستحب التراویح...» تراویح مستحب
است، اما چنین عبارتی وجود ندارد .
1- اخرجه نسائی بسند حسن وسکت عنه ج1ص308،
اعلاء السنن ج7ص57 2-الاختیارج1ص94 ، اوجز المسالک ج2ص378
پرسش4-آیا روش وطریقه
خلفاء راشدین نیز سنت قرار می گیرد؟
پاسخ: بله ، پیامبر صلی الله علیه وسلم
فرمودند:« علیکم بسنتی وسنة الخلفاء الراشدین المهدیین عضوا علیها بالنواجذ» بر شما
لازم است که به سنت من وسنت خلفاء الراشدین که هدایت یافته اند چنگ بزنید و آن را
با دندانهای نواجذ محکم بگیرید.
نزد محققین از فقها و اصولیین سنت آن است که
رسول الله صلی الله علیه وسلم یا خلفاء راشدین بر آن مواظبت کنند. زیرا لفظ علیکم
که در حدیث آمده است از نظر وضع بر لزوم دلالت دارد، واز نظر لغت معطوف در حکم
معطوف علیه می باشد ، لذا از این حدیث ثابت می گردد که عمل بر سنت خلفاء نیز مانند
سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم لازم است وبین این دو تفاوت قائل شدن درست نیست و
جمله « عضوا علیها بالنواجذ» نیز به هر دو سنت راجع است و نشان دهنده این مطلب است
که هر دو سنت برابرند و با هر دو به طور یکسان رفتار می شود.1
از حضرت حذیفه رضی
الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: « انی لا ادری ما بقی
فیکم فاقتدوا بالذین من بعدی ابی بکر و عمر » همانا من نمی دانم چند مدت در میان
شما باقی خواهم ماند پس به دو نفری که بعد از من هستند یعنی ابوبکر و عمر رضی الله
عنهما اقتدا بکنید.2
در این حدیث نیز رسول الله صلی الله علیه وسلم به امتش
دستور داده که از حضرت ابوبکر رضی الله عنه وحضرت عمر رضی الله عنه پیروی بکنند و
بر سنت وروش آن ها عمل بکنند .
پرسش 5- چرا محقق ابن همام رحمه الله می فرماید:
هشت رکعت تراویح سنت است و باقی مانده مستحب اند؟
پاسخ: این قول ابن همام از آن
جاست که نزد وی سنت آن است که پیامبر صلی الله علیه وسلم بر آن مواظبت نموده است و
آنچه خلفاء بر آن مواظبت نموده اند مستحب است ، لیکن این نظریه بر خلاف نظریه
محققین از فقها و اصولیین می باشد.3
پرسش 6- چرا در زمان حضرت ابوبکر رضی الله
عنه وابتدای خلافت حضرت عمر رضی الله عنه قیام رمضان(تراویح) با جماعت خوانده نمی
شد؟
پاسخ: در آن زمان هم اصحاب قیام رمضان (تراویح) را با جماعت می خواندند ،
چنانکه ابن شهاب از عروه از عبدالرحمن بن عبدالقاری روایت نموده است که فرمود: «
خرجت مع عمر بن خطاب لیلةً فی رمضان الی مسجد فاذا الناس اوزاعٌ متفرقون یصلی الرجل
نفسه و یصلی الرجل فیصلی بصلاته الرهط فقال عمر رضی الله عنه : انی اری لو جمعت
هولاء علی قاری واحد لکان امثل ثم عزم فجمعهم علی ابی بن کعب ثم خرجت معه لیله اخری
والناس یصلون بصلاه قارئهم قال عمر : نعم البدعة هذه والتی تنامون عنها افضل من
التی تقومون یرید آخر اللیل وکان الناس یقومون له ».4
1- اعلاء السنن ج7ص70 2-
رواه الترمذی ، مشکوة ص560 3- اعلاء السنن ج7ص70 4- بخاری ج1ص269 کتاب الصوم
شبی
همراه با حضرت عمر رضی الله عنه در رمضان به مسجد رفتم دیدم که مردم به گروههای
مختلفی تقسیم شده اند یکی تنها نماز می خواند وگروهی باهم نماز می خوانند ، حضرت
عمر رضی الله عنه فرمود: به نظر من اگر همه اینها را پشت سر یک امام جمع می کردم
بهتر بود ، سپس تصمیم قطعی گرفت و همه را به امامت حضرت ابی بن کعب یکجا جمع کرد،
راوی می فرماید: شبی دیگر همراه حضرت عمر رضی الله عنه خارج شدم در حالیکه مردم پشت
سر قاری شان نماز می خواندند ، حضرت عمر فرمود : این روش جدید بسیار خوب است، البته
آن نمازی که از آن می خوابید افضل است از آن نمازی که بر پا می دارید ، منظورش آخر
شب بود و مردم اول شب قیام می کردند.
از این حدیث ثابت می گردد که تا زمان حضرت
عمر رضی الله عنه این روش جاری بود که اصحاب در شب های رمضان به تنهایی یا به صورت
جماعت های کوچک ، قیام رمضان ( تراویح) می خواندند . و کاری که حضرت عمر انجام داد
این بود که جماعت های متفرق را به یک جماعت تبدیل نمود .
پرسش7- آیا این عمل
اصحاب در زمان خود رسول الله صلی الله علیه وسلم هم وجود داشت؟
پاسخ: بله از
ثعلبه بن ابی مالک قرظی روایت شده که فرمود: « خرج رسول الله صلی الله علیه وسلم
ذات لیلة فی رمضان فرای ناساً فی ناحیة المسجد یصلون فقال: ما یصنع هولاء؟ قال
قائل: یا رسول الله صلی الله علیه وسلم هولاء ناس لیس معهم القرآن وابی بن کعب یقرا
و هم معه یصلون بصلاته قال:« قد احسنوا وقد اصابوا و لم یکره لهم ذلک.1 شبی در
رمضان رسول الله صلی الله علیه وسلم خارج گردید ، دید گروهی از مردم در گوشه ی مسجد
نماز می خوانند ، فرمود: این گروه چه کار می کنند؟ گوینده ای گفت: ای رسول الله صلی
الله علیه وسلم اینها مردمی هستند که حافظ کل قرآن نیستند، ابی ابن کعب می خواند
وایشان همراه او پشت سرش می خوانند ، فرمود: کار خوبی کردند و به راه صواب ودرست
رسیده اند ، و رسول الله صلی الله علیه وسلم این کارشان را ناپسند ندانست.
این
حدیث به صراحت بر این مطلب دلالت می کند که اصحاب در زمان رسول الله صلی الله علیه
وسلم هم تراویح را با جماعت می خواندند.
پرسش8- این حدیث نشان می دهد که حضرت
ابی بن کعب رضی الله عنه در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم در نماز تراویح امام
جماعت بود و در حدیث قبلی بیان شد که حضرت عمر رضی الله عنه همه اصحاب را یکجا جمع
کرد وحضرت ابی رضی الله عنه را امام مقرر نمود، حافظ ابن حجر و علامه عینی رحمه
الله می فرمایند: « در سند این حدیث مسلم بن خالد وجود دارد واو ضعیف است و محفوظ
آن است که حضرت عمر رضی الله عنه مردم را به امامت ابی رضی الله عنه جمع نمود.»2
کدام صحیح است؟
پاسخ: صحیح این است که حضرت ابی هم در زمان رسول الله صلی الله
علیه وسلم و هم در زمان حضرت عمر رضی الله عنه رضی الله عنه امام بود واین هیچ
ایرادی ندارد زیرا از حدیث ثعلبه بن ابی مالک قرظی و احادیث دیگری که در این باره
روایت شده ثابت می گردد که یک گروه از اصحاب در گوشه ایی از مسجد با امامت ابی

1- رواه البیهقی فی المعرفة واسناده جید وله شاهد دون حسن عند ابی داود من حدیث
ابی هریرة ، آثار السنن ص198 2- عمدة القاری ج11ص125 ، فتح الباری ج4ص252
بن کعب
در زمان آن حضرت صلی الله علیه وسلم نماز می خواندند واین عمل در زمان آن حضرت صلی
الله علیه وسلم نیز رایج بودو هیچ مانعی وجود ندارد که حضرت ابی رضی الله عنه با
وجود کثرت حفظش امامت نکند ، در حالیکه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:«
یومهم اقروهم لکتاب الله» .1 هرکسی کتاب خدارا بهتر می خواند امام قوم باشد ، نیز
فرمودند : « اقروکم ابی بن کعب» .2 قاری ترین شماحضرت ابی بن کعب رضی الله عنه می
باشد ، حضرت عمر رضی الله عنه نیز زمانیکه جماعت های کوچک و متفرق را به صورت یک
جماعت بزرگ در آورد ، حضرت ابی رضی الله عنه را امام آن ها مقرر نمود چون در زمان
رسول الله صلی الله علیه وسلم امام بود واین عمل حضرت عمر رضی الله عنه به مانند
عمل حضرت عثمان رضی الله عنه می باشد که جهت منع از اختلاف و پراکندگی در قرآن همه
قرآن ها را جمع نمود و یک قرائت را رسماً رواج داد.3
علامه نیموی می فرماید: سند
این حدیث جیّد (خوب) است وبرای این حدیث شاهدی وجو دارد که سندش پایین تر از حسن می
باشد وابوداود آن را روایت نموده است.4
مسلم بن خالد در روایت بیهقی وجود ندارد
ودر روایت ابوداود است که به عنوان شاهد می باشد واو شخصی است که گروهی از ائمه جرح
وتعدیل وی را تضعیف وگروهی دیگر او را توثیق نموده اند وابوداود بعد از روایت این
حدیث می فرماید : این حدیث قوی نیست ومسلم بن خالد ضعیف است وحافظ ابن حجر در تقریب
می گوید : "فقیه صدوق کثیر الاوهام" فقیه وبسیار راستگو است وزیاد دچار وهم میگردد
والخزرجی در الخلاصة می فرماید: ابن معین گفته «ثقةٌ» شخصی ثقه وقابل اعتماد است
وابوداود اورا ضعیف قرار داده وابن عدی می فرماید: حسن الحدیث احادیثش خوب است
وابوحاتم می فرماید: امام فی الفقه تعرف وتنکر، در فقه امام است بعضی از احادیثش
معروف وبعضی منکر می باشد.5
پرسش9- چرا حضرت عمر رضی الله عنه این عمل خویش را
به بدعت یاد کرد وفرمود: « نعم البدعة هذه»
پاسخ: در مباحث قبلی ثابت شد که اصل
تراویح وهمچنین نفس جماعت در نماز تراویح سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم است
وکاری که حضرت عمر رضی الله عنه انجام داد این بود که جماعت های مختلف را به صورت
یک جماعت بزرگ در آورد و منظور حضرت عمر رضی الله عنه از این گفته اش همین جماعت
بزرگ بود نه خود تراویح ومطلق جماعت در تراویح ، این جماعت بزرگ در زمان رسول الله
صلی الله علیه وسلم نبود از این جا بود که حضرت عمر رضی الله عنه این جمله را گفت
وآن را به بدعت یاد کرد ، اما چون فهمید که این کار به نفع دین وبه نفع مسلمانان
است این کار را انجام داد . حضرت عمر رضی الله عنه فردی است که در چندین مورد موافق
رای او قرآن نازل شده است ، پس منظور از بدعت ، بدعت لغوی است یعنی کاری که مانندی
در گذشته نداشته باشد بدعت شرعی مراد نیست ، چون شرعا بدعت آن است که در مقابل سنت
قرار گیرد.6
3- اوجز المسالک ج2 ص376 4- آثار السنن ص247 5- التعلیق الحسن ص199
6- شرح الزرقانی ج1 ص361
پرسش 10- خود حضرت عمر رضی الله عنه چرا همراه مسلمانان
نماز نمی خواند؟
پاسخ: ابن عبدالبر در این باره می فرماید: حضرت عمر رضی الله
عنه همراه آنها نماز نمی خواند چون مشغول امور مردم بود ، یا اینکه تنها نماز
خواندن را برای خود بهتر می دانست .1
حافظ ابن حجر و علامه عینی می فرمایند:
حضرت عمر رضی الله عنه بر این اعتقاد بود نماز تراویح در خانه اش مخصوصاً در آخر شب
افضل است به همین خاطر آخر شب نماز می خواند.2
پرسش11 – آیا نمازی به اسم تراویح
از پیغمبر صلی الله علیه وسلم ثابت شده است و آن حضرت صلی الله علیه وسلم در شب های
ماه مبارک رمضان خوانده است؟
پاسخ: خیر نمازی به اسم « صلاة التراویح» در هیچ
حدیثی نیامده است واز پیغمبر صلی الله علیه وسلم نمازی به این اسم ثابت
نیست.
پرسش12- این نماز از چه موقع وچرا با این معروف گشت؟
پاسخ:چون نخستین
مرتبه که مسلمانان برای خواندن این نماز اجتماع نمودند بعد از دو سلام یعنی بعد از
چهار رکعت استراحت کردند لهذا این نماز به تراویح نامگذاری شد و تراویح جمه ترویحة
است واز راحت گرفته شده و در لغت یعنی یکمرتبه نشستن نمازی که در شب های ماه مبارک
رمضان با جماعت خوانده می شود نماز تراویح نامیده می شود.1 واین استراحت از رسول
الله صلی الله علیه وسلم ثابت است چنانکه در حدیثی که بیهقی آن را روایت نموده است
حضرت عایشه رضی الله عنها می فرماید: کان رسول الله یصلی اربع رکعات فی اللیل ثم
یتروح فاطال حتی رحمته...» رسول الله صلی الله علیه وسلم در شب چهار رکعت می خواند
سپس ساستراحت میفرمود و طولانی می کرد تا حدی که بر او رحم می کردم.
امام بیهقی
می فرماید: مغیره بن دیاب در روایت این حدیث متفرد است و قوی نیست اگر ثبوتی داشته
باشد این حدیث در استراحت امام در نماز تراویح بعنوان یک اصل قرار می گیرد.2معلوم
شد که خود پیغمبر صلی الله علیه وسلم این نماز را به این اسم نامگذاری نفرموده لیکن
بعد از آن حضرت صلی الله علیه وسلم به این اسم مشهور گردیده است.
پرسش13- پیامبر
صلی الله علیه وسلم از این نماز چگونه اسم برده است؟
پاسخ: پیامبر صلی الله علیه
وسلم به این نماز قیام رمضان گفته است چنانکه حضرت ابوهریرة رضی الله عنه می
فرماید:رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد قیام رمضان ترغیب میداد بدون اینکه
درباره آن تاکید کند می فرمود : « من قام رمضان ایمانا واحتسابا غفر له ما تقدم من
ذنبه » . هر شخصی که رمضان را از روی ایمان و طلب ثواب قیام کند گناهان گذشته او
بخشیده می شوند.
رسول الله صلی الله علیه وسلم وفات نمود در حالیکه روش همین بود
بعد از آن در زمان خلافت حضرت ابوبکر رضی الله عنه و ابتدای خلافت حضرت عمر رضی
الله عنه نیز بر همین روش عمل می شد .3
1- شرح الزرقانی ج1 ص 359 2- السنن
الکبری للبیهقی ج5 3-صحیح مسلم باب الترغیب فی قیام رمضان و هو
التراویح
پرسش14-آن روش که در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم و خلافت حضرت
ابوبکر رضی الله عنه و ابتدای خلافت حضرت عمر رضی الله عنه بود چگونه بود؟
پاسخ:
آن روش این بود که جماعت را در قیام رمضان اهمیت نمی دادند با وجود اینکه قیام را
مستحب می دانستند و یا اینکه پشت سر یک امام نمی خواندند از ترس اینکه بر آنها فرض
نگردد.1
پرسش 15- آیا جماعت در قیام رمضان از پیغمبر صلی الله علیه وسلم ثابت
است؟
پاسخ: بله ام المومنین حضرت عایشه رضی الله عنها می فرمایند: شبی رسول الله
صلی الله علیه وسلم در مسجد نماز خواند وافرادی به نماز پیامبر (ص) اقتدا نمودند شب
آینده نیز نماز خواند و مردم بیشتر شدند سپس در شب سوم وچهارم نیز جمع شدند رسول
الله صلی الله علیه وسلم به سوی آنها خارج نشدند ( نرفتند) و به وقت صبح فرمودند :
« قد رایت الذی صنعتم و لم یمنعنی من الخروج الیکم الا انی خشیت ان یفرض علیکم» آن
کاری که شما انجام دادید من مشاهده کردم لیکم مرا از خارج شدن (آمدن) به سوی شما
باز نداشت مگر اینکه ترسیدم که بر شما فرض گردد واین در رمضان بود.2
پرسش16-
پیامبر صلی الله علیه وسلم از فرض شدن کدام نماز بیم داشت؟
پاسخ :نمازی که
پیامبر صلی الله علیه وسلم از فرض شدن آن بیم داشت قیام رمضان بود چنانکه در حدیث
فوق به آن اشاره شده که این در رمضان بود . ودر روایت سفیان بن احمد آمده « ولکننی
خشیت ان تفرض علیکم قیام هذا الشهر » ترسیدم که قیام این ماه بر شما فرض
گردد.2
پرسش17- در روایتی دیگر آمده است « ولکنی خشیت ان تفرض علیکم صلاة اللیل
فتعجزوا عن ذلک» یعنی ولیکن من ترسیدم که نماز شب بر شما فرض گردد آن وقت شما از آن
عاجز خواهید ماند جواب این روایت چیست؟
پاسخ:ما قبلا گفتیم که رسول الله صلی
الله علیه وسلم نمازی به اسم تراویح نخوانده است بلکه آنچه خوانده و به آن ترغیب
داده قیام اللیل است که همان نماز شب می باشد لذا وقتی مردم به خاطر قیام لیالی
رمضان
( زنده نگهداشتن شبها در رمضان) در مسجد آمدند و دیدند که آن حضرت صلی
الله علیه وسلم نماز می خوانند پشت سر او اقتدا کردند و شب دوم وسوم نیز آمدند آن
حضرت صلی الله علیه وسلم احساس کردند که اگر مردم به این روال بیایند خطر فرضیت
وجود دارد لذا شب چهارم بیرون نیامد حضرت عمر رضی الله عنه به خاطر اینکه شاید
کسانی در آخر شب بلند نشوند یا کل شب ها را زنده نگه ندارند این ترتیب را جاری ساخت
پس در حقیقت قیام اللیل رمضان همان نماز نیمه شب شب های دیگر است که بعدا در رمضان
به اسم تراویح نامگذاری شد.
1- اوجز المسالک ج2 ص 372 2- صحیح مسلم باب الترغیب
فی قیام رمضان و التراویح ایضا صحیح بخاری باب تحریض النبی(ص) علی صلاة الیل و
النوافل من غیر ایجاب 2- انوار المحمود ج1 ص433 فتح الباری ج3ص13
پرسش18- در شب
معراج خداوند به پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: « این ها پنج وقت نمازند و ثواب
پنجاه وقت را دارند وقول من تبدیل نمی گردد» . یعنی در یک شبانه روز بیش از پنج
نماز فرض نیست و زمانی که قول خداوند تغییر نمی یابد چگونه خوف فرضیت نمازی دیگر
پیش می آید؟
پاسخ: وقتیکه ما گفتیم منظور این نماز قیام رمضان است این اشکال
مرتفع می گردد زیرا قیام رمضان در طول سال یک ماه می باشد و در هر روز از روزهای
سال تکرار نمی شود که برپنج وقت نماز ، نمازی دیگر اضافه گردد.1
پرسش19- رسول
الله صلی الله علیه وسلم این خشیت را از کجا فهمید؟
پاسخ: محب طبری می فرماید:
ممکن است خداوند متعال به آن حضرت صلی الله علیه وسلم به ذریعه ی وحی خبر داده است
که اگر چنانچه بر ادای این نماز با جماعت مواظبت نمائی آن را فرض می گردانم و چون
آن حضرت صلی الله علیه وسلم تخفیف را برای این امت می پسندیدند بنابراین ، بر آن
مواظبت نفرمود.ِ2
پرشس 20_ پیامبر صلی الله علیه وسلم این نماز را با جماعت در
ابتدای ماه خواند یا در آخر ماه و آیا در اول شب خواند یا آخر شب؟
پاسخ: رسول
الله صلی الله علیه وسلم این نماز را در آخر ماه خواند و از ابتدای شب شروع کرد،
چنانکه از حدیث ذیل مفهوم می گردد.
از حضرت جبیر بن نفیر رضی الله عنه روایت است
که حضرت ابوذر رضی الله عنه فرمود: ما با رسول الله صلی الله علیه وسلم روزه گرفتیم
، با نماز نخواند تا اینکه هفت روز از ماه باقی ماند ، آنگاه با ماه قیام فرمود تا
اینکه ثلث شب گذشت ، شب ششم قیام نفرمود وشب پنجم قیام فرمود تا اینکه نصف شب گذشت
من عرض کردم یا رسول الله کاش بقیه این شب را هم با ما نماز می خواندی آن حضرت صلی
الله علیه وسلم فرمودند : « انه من قام مع الامام حتی ینصرف کتب له قیام لیلة» هر
شخصی که با امام قیام کند تا اینکه نماز را به اتمام برساند وبرگردد ، قیام یک شب
برایش نوشته خواهد شد . سپس با ما نماز نخواند تا اینکه سه روز از ماه باقی ماند و
در شب سوم تمام خانواده خویش را همراه با ازواج مطهرات فرا خواند و با ما قیام
فرمود تا اینکه از فوت شدن فلاح ترسیدیم ، گفتم فلاح چیست؟ گفت سحور.3
1 - فتح
الباری ج3 ص 14 2- انوار المحمود ، ج1 ص 433 3- سنن الترمذی باب ما جاء فی قیام شهر
رمضان و قال الترمذی حسن صحیح
پرسش21-چرا رسول الله صلی الله علیه وسلم یک شب تا
ثلث و شبی دیگ تا نصف وشب سوم تا وقت سحر قیام فرمود؟
پاسخ:ممکن است رسول الله
صلی الله علیه وسلم این عمل را به خاطر این انجام داده است که قیام رمضان مشابه
قیام اللیل ماههای دیگر قرار بگیرد و بر این آیه قرآن که خداوند می فرماید:
«ای
پیچنده ی جامه برخود برخیر در شب به نماز مگر اندکی یعنی نصف شب یا کم کن از آن
اندکی یا زیاده کن برآن وقران را واضح و با ترتیل بخوان» عمل بکند
.1
پرسش22-فرضیت قیام اللیل که در این آیه بیان شده است منسوخ گردیده
است.
پاسخ: درست است که فرضیت آن منسوخ گردیده ، لیکن بر استحباب خود باقی است ،
چنانکه خداوند می فرماید: z اکنون بخوانید قدری که آسان است از قرآن2.
این آیه
بیان می کند که اکنون بر امت نه نماز تهجد فرض است و نه اندازه ای در وقت ویا مقدار
تلاوت. از حضرت عایشه رضی الله عنها در مورد قیام اللیل رسول الله صلی الله علیه
وسلم سوال شد در جواب فرمود: خداوند قیام اللیل را در ابتدای این سوره فرض گردانید،
رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحابش تا یک سال قیام نمودند ، تا جایی که
قدمهایشان ورم کرد و آخر این سوره را تا دوازده ماه در آسمان نگه داشت ، سپس در آخر
این سوره تخفیف را نازل فرمود و قیام اللیل بعد از فرضیت به صورت نفل باقی
ماند.3
پرسش23- در این سه شب که رسول الله صلی الله علیه وسلم در یک شب تا ثلث و
شبی دیگر تا نصف و شب سوم تا وقت سحر قیام فرمود ، آیا تعداد رکعات اضافه می شد یا
مقدار قراءت؟
پاسخ : در این مورد روایتی که صحیح وصریح باشد نقل نشده ، ظاهرا
اینطور به نظر می رسد که تعداد رکعات اضافه می شدند.
1-سوره مزمل آیه 1الی4 - 2-
سوره مزمل آیه 20 - 3- رواه احمد بتمامه و قد اخرجه مسلم فی صحیحه من حدیث قتادة
بنحوه ، ابن کثیر ج4 ص 465
پرسش24- علامه مبارکپوری رحمه الله می فرماید: در
حدیث ابوذر عدد رکعاتی که پیامبر صلی الله علیه و سلم در این شبها می خواند بیان
نشده لیکن در حدیث جابر رضی الله عنه بیان شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم در
این شب ها هشت رکعت خواند سپس وتر را نیز خواند.1 معلوم می گردد که تعداد رکعات
اضافه نمی شد بلکه مقدار قرائت طولانی می گشت.
پاسخ: این حدیث به شدت ضعیف است
که بحث آن در صفحات بعدی می آید .
پرسش25-شما گفتید در هیچ حدیث صحیح تعداد
رکعات آن حضرت صلی الله علیه وسلم بیان نشده است ، در حالیکه از ابی سلمة بن
عبدالرحمن روایت است که او از حضرت عایشه رضی الله عنها پرسید : نماز رسول الله صلی
الله علیه وسلم در رمضان چگونه بود؟ حضرت عایشه رضی الله عنها جواب داد که رسول
الله صلی الله علیه وسلم در رمضان وغیر رمضان بیشتر از یازده رکعت نمی خواند ،
چهاررکعت می خواند که از خوبی وطولانی بودن آن نپرس ، سپس چهار رکعت می خواند که از
خوبی وطولانی بودن آن نپرس ، سپس سه رکعت می خواند ، حضرت عایشه رضی الله عنها می
فرماید : من گفتم یا رسول الله آیا قبل از اینکه وتر بخوانی می خوابی ، فرمود : ای
عایشه دو چشم می خوابند وقلب نمی خوابد.2
پاسخ: اولا این جمله که « ما کان رسول
الله صلی الله علیه و سلم یزید فی رمضان ولا فی غیره علی احدی عشرة رکعة» قول عایشه
رضی الله عنهاست و قول پیغمبر نیست و حضرت عایشه رضی الله عنها عمل رسول الله صلی
الله علیه وسلم را مطابق با علم خود بیان نموده است واین نفی او منحصر در همان شب
هایی است که آن حضرت صلی الله علیه وسلم نزد او بوده وممکن است که آن حضرت صلی الله
علیه وسلم در آن شب هایی که نزد همسران دیگر بوده بیشتر از آن خوانده باشد چون او
یکی از همسران آن حضرت صلی الله علیه وسلم بوده و پیغمبر صلی الله علیه وسلم هر شب
در کنار عایشه رضی الله عنها نبوده است ، چنانکه حضرت ابن عباس رضی الله عنها نماز
پیغمبر را در شبی که نزد خاله اش حضرت میمونه رضی الله عنها گذرانیده اینگونه توضیح
می دهد : که من درعرض بالش خوابیدم و رسول الله صلی الله علیه وسلم واهلش در طول آن
، رسول الله صلی الله علیه وسلم تا نصف شب یا قریب آن خوابید ، سپس بلند شد در
حالیکه خواب را از چهره اش می زدود ، سپس ده آیه از ابتدای سوره آل عمران تلاوت
فرمود بعد از آن بلند شد و به سوی مشکی که آویزان بود رفت وبه خوبی وضو گرفت آنگاه
به نماز ایستاد من هم همان کار را کردم و در کنار آن حضرت صلی الله علیه وسلم
ایستادم آن حضرت صلی الله علیه وسلم دست راست خود را بر سرم گذاشت و گوشم را گرفت و
آن را تاب داد ، بعد از آن دو رکعت
1- تحفة الاحوذی ، ج3 ص 606 2- أخبره
البخاری فی التهجد باب قیام النبی صلى الله علیه وسلم فی رمضان وغیره: 3 / 33،
ومسلم فی صلاة المسافرین باب صلاة اللیل برقم (738) 1 / 509
نماز خواند با دو
رکعت دیگر و باز هم دو رکعت وبا ز هم دو رکعت وباز هم دو رکعت وباز هم دورکعت خواند
، سپس وتر خواند ، بعد از آن خوابید تا اینکه موذن آمد ، آن حضرت صلی الله علیه
وسلم برخاست و دو رکعت خواند سپس خارج شد و نماز صبح را خواند .1 در این حدیث حضرت
ابن عباس رضی الله عنهما به غیر از وتر و دو رکعت سنت صبح دوازده رکعت روایت می
کند.
ثانیا : این روایت حضرت عایشه رضی الله عنها با روایت دیگری که از او نقل
شده متعارض می باشد . اخرج البخاری عن عائشه رضی الله عنها قالت کان رسول الله صلی
الله علیه وسلم یصلی باللیل ثلاث عشرة رکعة ثم یصلی اذا سمع النداء بالصبح رکعتین
خفیفتین .2 حضرت عایشه رضی الله عنها می فرماید: رسول الله صل الله علیه وسلم در شب
سیزده رکعت می خواند ، پس هرگاه به وقت صبح صدای اذان را می شنید دو رکعت خفیف می
خواند در این حدیث حضرت عایشه رضی الله عنهاسیزده رکعت بدون از سنت صبح روایت نموده
است ، در یک روایت می فرمایند : آن حضرت صلی الله علیه وسلم از یازده رکعت اضافه
نمی خواند و در روایتی دیگر بدون از سنت صبح سیزده رکعت روایت می کند ، از اینجاست
که روایات حضرت عایشه رضی الله عنها بر بسیاری از اهل علم مشکل شده است ، حتی بعضی
این روایت وی را به اضطراب نسبت داده اند . لیکن صحیح اینست که تمام این روایات بر
اوقات وحالات مختلف محمولند ، یعنی آن حضرت صلی الله علیه وسلم گاهی کمتر وگاهی
بیشتر می خواند و اضطراب در صورتی ثابت می گردد که همه روایات در یک وقت باشند و
تطبیق این روایات از خود حضرت عایشه رضی الله عنها این طور بیان شده است : از مسروق
رح روایت است که از حضرت عایشه رضی الله عنها از نماز رسول الله صلی الله علیه وسلم
پرسید ، در جواب گفت : آن حضرت صلی الله علیه وسلم در شب سیزده رکعت می خواند ، سپس
یازده رکعت می خواند و دو رکعت را ترک نمود ، و زمانیکه قبض روح شد در یک سب نه
رکعت می خواند ، و آخرین نمازش در شب ، وتر بود و گاهی به این بستر خود می آمد و
حضرت بلال رضی الله عنه می آمد و آن حضرت صلی الله علیه وسلم را به نماز آگاه می
ساخت . ابوبکر محمد بن اسحاق بن خزیمة می فرماید: به تمام آنچه در کتاب الکبیر در
مورد عدد رکعات نماز پیغمبر صلی الله علیه وسلم در شب روایت نمودم عمل می کنیم
واختلاف راویان درباره تعداد رکعات مانند اختلافی است که در این اخبار در این کتاب
ذکر نمودیم .
1- بخاری کتاب الوتر باب ما جاء فی الوتر ، بخاری کتاب التهجد باب
ما یقرا فی رکعتی الفجر 2- بخاری کتاب التهجد باب ما یقرا فی رکعتی الفجر
رسول
الله صلی الله علیه وسلم در برخی از شب ها ، نسبت به شب های دیگر بیشتر نماز می
خواند ، پس هر کس از اصحاب ، یا ازواج مطهرات آن حضرت صلی الله علیه وسلم ، یا از
زنان دیگر، خبر داده که پیامبر صلی الله علیه وسلم در شب این تعداد نماز با این صفت
خوانده است ، حقیقتا پیغمبر صلی الله علیه وسلم آن نماز را در برخی از شب ها با
همان کیفیت خوانده است ، و این اختلاف از جنس مباح می باشد و برای هر شخص جایز است
که هر عددی را که دوست دارد از همان تعداد که از پیغمبر صلی الله علیه وسلم روایت
شده و بر صفتی که روایت شده بخواند و در هیچ یک از تعداد برای هیچ کس ممانعتی وجود
ندارد.1
پرسش 26- علاوه از حدیث حضرت عایشه رضی الله عنها احادیث دیگری نیز وجود
دارد که آن حضرت صلی الله علیه وسلم در ماه رمضان هشت رکعت خوانده است ، چنانکه از
احادیث ذیل معلوم می گردد: 1- ابوبکر محمد بن اسحاق بن خزیمه از محمد بن علاء بن
کریب از مالک یعنی ابن اسماعیل از یعقوب محمد بن عثمان العجلی از عبیدالله یعنی ابن
موسی از یعقوب که همان محمد بن عبیدالله قمی است از عیسی بن جاریة از حضرت جابر رضی
الله عنه روایت نموده است که فرمود: رسول الله صلی الله علیه وسلم در رمضان هشت
رکعت ووتر را با ماخواند ، شب آینده ما در مسجد جمع شدیم وامید داشتیم به سوی ما
خارج گردد تا صبح در مسجد ماندیم ، سپس پیش رسول الله صلی الله علیه وسلم رفتیم و
عرض کردیم : ای رسول الله صلی الله علی

/ 0 نظر / 4 بازدید