براسانی دیوانجاه
این وبلاگ هیچ گونه گرایش سیاسی نداشته و یک مکان آزاد می باشد (شعر ، داستان ، عکس ، مطلب و مقاله (بلوچی و فارسی)) . 
نويسندگان


حادثه کشتار مردم کرمان واقعه‌ای تاریخی است که در سال ۱۲۰۸هجری قمری در شهر کرمان به وقوع پیوست. در این واقعه آقا محمدخان قاجار پس از فتح شهر کرمان دستور کور کردن تمام مردان شهر و تجاوز به ۸ هزار تن از زنان و دختران کرمان را صادر کرد. علت این‌کار حمایت مردم کرمان از لطفعلی‌خان زند، شورشی مدعی سلطنت بود.

پس از این حادثه لطفعلی‌خان در توسط حاکم بم دستگیر شده و به طرز فجیعی در تهران توسط آغامحمدخان کشته شد.

تمسخر شاه قجر و شعله ور کردن آتش کینه

اشتباهی که شعله های بیشتر فاجعه ی کرمان را موجب شد تمسخر آقامحمد خان و سرودن و خواندن اشعار هجو برای او بود.هر شامگاه از فراز برج هایی که به دروازه وصل بود، عده ای که به آنها نقاره چی می گفتند پس از نواختن طبل و دهل ودادن شعارهایی که غروب را اعلام می کرد و ضوابط ویژه شب را یادآور می شد، اشعاری در هجو آقامحمدخان می خواندند.روایت تاریخی دیگری نیز حضور زنان کرمانی را در این صحنه نشان می دهد که عصر هنگام بر بلندیها رفته و دسته جمعی این خان قاجار را به تمسخر می گرفتند.(تمسخر به دلیل اخته بودن آقا محمدخان قاجار)

کینه ، خان قاجار را آنچنان خشمگین ساخت که در نخستین شب شنیدن این اشعار، به عنوان اقدام اولیه دستور داد تا آن تعداد از اسیران کرمانی که سال قبل توسط نصرالله خان نسقچی باشی به تهران اعزام شده بودند، به قتل برساند و تمام قنوات اطراف کرمان را با خاک پر کردند.

نحوه ی کور کردن مردم کرمان :



جلادان آغا محمد خان قاجار پس از فتح کرمان در اجرای دستور آقا محمد خان قاجار کوچکترین ارفاق یا رحمی به کسی نکردند. در نهایت قساوت برای تاریخ فاجعه ای کم نظیر باقی گذاشتند و در کور کردن مردان سبک جدیدی را بکار بردند .

کور کردن معمول آن زمان با کشیدن میل گداخته به چشم بود ولی درکرمان جلادان خان قاجار دست و پای افراد را می بستند و به پشت می خواباندند و با انگشتان خود چشم را از کاسه بیرون می آوردند و چون فرصت نداشتند و می بایست در مدت کم چشم جمع کثیری را بیرون می آوردند کور شدگان را با همان حال رها می کردند....

این جلادی و درآوردن چشم ، مقابل چشم زن و فرزندان این قربانیان صورت می گرفت و وقتی دست و پای کوران باز می شد ، زن و فرزندانشان می توانستندمجروحین چشم در آورده را ببرند ، بعضی از کور شدن در اثر خونریزی می مردند و بعضی در اثر چرکین شدن محل جراحت از بین می رفتند...

برخی گفته‌ها در باره ی آقامحمدخان

سرجان ملکم:

آقامحمدخان قاجار با اهل شریعت با احترام و رافت میزیست و خوددر ظاهر مقدس بود همیشه نماز میخواند و هر نیمه شب – اگرچه در روز زحمت زیادی کشیده بود- برمیخاست و بعبادت میپرداخت در مورد بیرحمی و سنگدلی او همین بس که برای جانشین کردن برادر زاده خود باباخان از کشتن برادران و پسرعموهای خود نیزاحتراز نکرد یا اینکه پس از دستگیری لطفعلی خان زند تمام مردان کرمان را اعم ازپیر و جوان یا کشت یا کور کرد و شهر کرمان را به شهر کوران تبدیل ساخت درحالیکه کرمان را تسخیرکرده بود و از شهرهای خود او بحساب می‌آمدند و مردم کرمان جزء ملت خود او بودند.

عبدالعظیم رضایی (نویسنده کتاب تاریخ ده هزارساله ایران):

وی مردی سنگدل، عقده‌ای (بسبب مقطوع النسل بودن) خشن و کینه توز، سخت کش و بیرحم بود.

استاد معین:

آقامحمدخان در حمله به قفقاز دستور قتل عام و خرابی کلیساها راداد و بخشی از شهر را ویران ساخت.

کتاب تاریخ ایران نوشته خاورشناسان شوروی:

آغامحمدخان مردی بیرحم و پادشاهی ستمکار بود و از دشمنان واقعی و خیالی خود هزار هزار انتقام می‌گرفت و برخی از آنها را شمع آجین می‌نمود و برخی را در قفس ببران گرسنه می‌انداخت.

دکتر مصاحب:

وی مردی کینه خواه و بیرحم و قدرت جوی و چاره گر بود. خست وبیرحمی او به اوج میرسید.

.

فرتور : دروازه مسجد که آقامحمدخان قاجار از طریق آن وارد کرمان شد

[ جمعه ۱٤ آذر ۱۳٩۳ ] [ ٥:۳۱ ‎ب.ظ ] [ عادل قنبرزهی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب
قرآن آنلاین

,,

اسما خداوند متعال