براسانی دیوانجاه
این وبلاگ هیچ گونه گرایش سیاسی نداشته و یک مکان آزاد می باشد (شعر ، داستان ، عکس ، مطلب و مقاله (بلوچی و فارسی)) . 
نويسندگان

  *جمشید، فریدون، کیخسر و وکاووس از تو می ترسیدند و محتاج زور و بازوی تو بودند.

*اقوام جهان هر کدام جهانگشایی کرده اند و زمان جهانگشایی قوم تو در زمان کوروش بود.

*شاهنشاهی دو هزار و پانصد ساله ی ایران را که آن قوم غیرتمند و دلیر پایه گذاری کرده است خود گواه راستینی است.

*از زمان کوروش قهرمان تا داریوش سوم قوم تو دویست و سی سال حکومت کرده است.

*اگر تو شگفت زده هستی، تقصیر نداری، زیرا که جهانی شگفت زده است. به سخنانم توجّه کن و شگفت زدگی را رها کن.

*در جهان موجودی به نام دیو سپید و دیو سیاه وجود نداشت تو برای دشمنان چون دیو بودی که جانشان را می گرفتی.

*در تمام جنگ ها دشمن از تو شکست خورده و فرار کرده است و تا به امروز نیز از تو ترسان و هراسان است.

* کوروش از آنِ من است، و از آنِ توست و از آنِ قوم توست به راستی و با اطمینان خاطر او رئیس قوم و برگزیده ی قوم توست.

* مردان دلاور "البا" (البرز) و سوار کارانِ مازندران و گیلان از یک قوم و قبیله اند.

*"هخامنش" و "اهمنش" و "نیک منش" همه دارای یک مفهوم هستند. قوم و قبیله ای بودند نامور خوش نام و نیکوکار.

*تا زمانی که "اهمنش" (هخامنشیان) در ایران بر سر اقتدار بودند. برای بلوچ ها ترس و قدرت نمایی وجود نداشت.

* از بابل گرفته و سند و کابل تا روسیه و سرزمین های مرتفع تو، همیشه از غلاف کشیده ای تو از بیم و ترس خبری داد.


 *بعد از کوروش کبیر تا زمان داریوش کبیر مرزهای تو رو به گسترش بود.

*تا زمان داریوش سوم دویست و سی سال گذشته بود که اسکندر مقدونی فاتح دریا ها بود، روی کار آمد.

* او قُلّه های سر به فلک کشیده ی تو و روزگار درخشان تو را در شکم دریاهای سیاه به نیست و نابودی کشاند.

*داریوش درکام توفان های اسکندر قرار گرفت و خیانت افراد خائن نیست و نابود شد.

*قوم و قبیله ای ایرج برای هخامنشیان و کوچ و بلوچ ها از همان اوّل با خیانت و تزویر رفتار کردند.

*با نابودی داریوش که صاحب کتیبه ها و نقش هاست غربیان به قدرت و توان اسکندر پی برده بودند.

* بعد از شکست و نابودی هخامنشیان در ایران زمین هر پادشاهی که روی کار آمد با کینه و عداوت با بلوچ ها رفتار کرد.

*قومی بسیار آگاه، مقاوم، پایدار چون سنگ آسیا او را در مسیر توفان قرار دادند و ظلم و ناروایی بر او روا داشتند.

*روزگاران گذشته، دوران ظلم و ستم سپری شدند. دورانی تازه با دربار ها پدید آمد.

*دوران انوشیروان عادل بود ! که اسمش عادل بود. حامی چه کسی بود؟ و برای چه کسانی خونخوار بود.

*مصمّم شد که من در گیلان و مازندران قوم کوچ و بلوچ را نمی گذارم که خود مختار باشند و قدرت را به دست گیرند.

*برای افراد آگاه و ناآگاه، دوست و دشمن در شهرها، دژها و کوهستان ها جار زد.

*اگر کهتری خود را می پذیرند آن ها را می بخشم، اگر سخت سری و مقاومت کنند آن ها را به قید و بند خواهم کشید.

*در البرز و مناطق مرتفع، قوم بلوچ مانند شیر و پلنگ در کوه ها کمین کرده بودند.

*بلوچ های گیلان برای کمک برادران خود چون دلاورانی قهرمان برای جنگ آماده بودند.

* از یک طرف شاهنشاه (انوشیروان) با فوج و سپاه اش و ازطرف دیگر قوم بلوچ با شمشیر و نیزه و خنجر آماده ی پیکار بودند.

*دلاوران جنگجو در کوه ها جنگیدند و سپاه انوشیروان را درمانده و مستأصل ساختند.

* باران های موسمی و شکست های پیاپی برای زورگویان ترسو چون رعد می خروشیدند.

*(انوشیروان) از مشاوران و بزرگان قوم عاجزانه خواست که من راه گم کرده ام بیایید و مرا راهنمایی کنید.

*بعد از مشورت با بداندیشان، وحشیانه و ددمنشانه از مرزهای انسانی و انسانیت گذشت.

*دریافت که تمام دلاوران بلوچ در میدان نبرد هستند و در خانه هایشان فقط زنان و کودکان تنها مانده اند.

* با لشکری بزرگ، پنهانی و شبانه به سوی خانه و زندگی بلوچ ها یورش بُرد.

*برای دلاوران بلوچ در کوه البرز پیغام فرستاد در خالی که از ترس زهره اش می ترکید.

*(گفت:) یا برای صلح آماده شوید و در برابر شاهنشاه انوشیروان مطیع باشید که یکباره دست از زن و فرزند بشویید.

*بلوچ های نترس و دلاور با شجاعت و تمام توان خود در دشتی سیاه به دشمن حمله بردند.

*با چشمان خود نابودی خویش را مشاهده کردند، زیرا که بداندیشان با بدکرداری به بدکاری پرداختند.

*دشمن به سوی بچّه ها و زنان بی دفاع حمله ور شد و شمشیرهای الماس گون- خود را با خون آنان رنگین ساخت.

*بلوچ های غیرتمند و نترس و چون مارچابک و فرز حاضر به مذاکره شدند.

*انوشیروان با رفتار چون گر از پلید- که برای مردم خود عادل و برای بلوچ ها ددمنش و ددصفت بود- پیروز گشت و بلوچ ها را آواره کرد.

*قبایل زیادی از روی ناتوانی موفق به مهاجرت نشدند، ولی افراد غیرتمند زیادی کوچ کردند و بار سفر بستند و جلای وطن شدند.

*برای بلوچ های آزادمنش و خودمختار، پذیرش قیادت و زیردستی (انوشیروان) پیغام مرگ بود.

*از حملات سبعانه ی (انوشیروان) شهرهای پر امن و مجالس شادی بخش و شور آفرین از رونق افتاد.

*قبایل خودمختار از مازندران به گیلان آمدند و این دلاور مردان خودمختار قیادت (انوشیروان) را نپذیرفتند.

*صبح زود، سران قبایل از گیلان سرسبز و سرزمین دلاور نشان برخاستند و بار سفر بستند.

* بزرگترین جایگاه بلوچ ها، کرمان بزرگ و سواحل نیلگون کارپیلا آن بندر بزرگ شد.

*" کارپیلا " خود همین کوه مبارک است که بعضی به اشتباه و باافتخار به آن کربلا می گویند.

*"کرپیلا" و کرمان مرزهای غربی تو هستند و تا شیراز بزرگ مرز تو ادامه دارد.

* کریم خان زند را ستایش می کنم که سی سال مردانه و بدون جنگ نبرد بر پارس و ایران حکمرانی کرد.

*روزگار گذشت و دوران جدید انسان های جانور صفت شروع شد، این ستمگران سرزمین بلوچستان را غارت و چپاول کردند.

* پهلوان عرب و قاجاریان کینه جو برای نابودی تو متحد و هم پیمان شدند.

*دوباره ابرهای ظلم و ستم بر سر بلوچ ها باریدن گرفت و بلوچ
ها از "کرمان" و " کارپیلا " بار و بنه ی خود را بستند و عقب نشینی کردند.

*از "کرپیلا" تا سیستان که میان بمپور قرار دارد این آخرین و بزرگترین هجرت قوم بلوچ بود.

* بمپور که بدون بحث از آنِ خود بلوچ ها بود، سیستان و خوارزم را نیز بلوچ ها اقامتگاه خود قرار داد.

*می گویند : این آخرین هجرت بود که میر جلال خان به مکران چون گلستان به آسانی روی آورد.

*از نسل میر جلال خان و از سران و بزرگان قوم بلوچ بهترین و شایسته ترین فرد میر شیهک بود.

*بعد از شیهک نام و آوازه ی چاکر در سرزمین ها افتاد که صاحب اسب های رهوار و قلعه های سیبی و کلات بود.

*هیچ کس نمی داند که رند کیست؟ هر کس با قدرت نمایی به توضیح و تشریح درباره ی او می پردازد.

*مورخان و تاریخ نویسان ایرانی میر چاکر رند را از طایفه ی زند می دانند.

*به راستی که از قبیله ی کریم خان زند است. میر چاکر پسر شیهک حامی و پشتیبان اوست.

*در سرزمین  مکران و درون آن از قبایل دیگر نیز سرداران بزرگی بودند.

*به عنوان مثال میر چاکر فاتح، با شمشیر نفس گیرش و گهرام پیشوای فاتحان نیز از لاشار بودند.

* در این زمان و بعد از این احوال و سرگذشت (قوم بلوچ) در کتب تواریخ چیزی دیگر و در زبان ها چیزی دیگر است.

*راست چیست؟ دروغ چیست؟ عقیده و باور چیست؟ برای مردم و محققان تلاش زیادی لازم است تا به راست و حقیقت برسند.

*در کتب اخیر تاریخ، تاریخ نگاران کتب خود را از سخنان واهی و بی ارزش انباشته اند.

*به هوش باش ! و توجّه کن، این سخنی بی پایه و بی وزن نیست.

*چه کسی از ما جلو تر است و از ما دلیرتر بوده است و چه کسی
از پذیرش این حقیقت سر باز می زند، تو خود اوضاع و احوال را به سنج و قیاس
کن.

*بهانه برای قدرتمند و ناتوانی فراوان است. ناتوانی و زورگویی چه کسی امان تو را بریده است.

*امروزه جایگاه قوم تو و سرآغاز تاریخ تو چون میراثی ناتمام است و کارداران نیز افرادی خود فروخته اند.

.................................................................

{ (١) - بلوچی زبان و ادب کی تاریخ، سیّد ظهور شاه هاشمی، سیّد آکادمی کراچی، چاپ اول ١٩٨۶ ، ص ١۶۶ تا ٢٣٩

[ دوشنبه ۸ مهر ۱۳٩٢ ] [ ۸:٤۳ ‎ب.ظ ] [ عادل قنبرزهی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب
قرآن آنلاین

,,

اسما خداوند متعال