براسانی دیوانجاه
این وبلاگ هیچ گونه گرایش سیاسی نداشته و یک مکان آزاد می باشد (شعر ، داستان ، عکس ، مطلب و مقاله (بلوچی و فارسی)) . 
نويسندگان

سرزمین اساطیری سیستان و بلوچستان از دو ناحیه شمال و جنوب تشکیل شده‌است. سیستان امروزی که قسمت شمالی استان را در برمی گیرد، در کتاب اوستا، یازدهمین سرزمینی است که «اهورامزدا» آفریده. همچنین زادگاه رستم دستان قهرمان حماسی شاهنامه فردوسی می‌باشد. تاریخ نگاران سیستان را به گرشاسب، یکی از نوادگان کیومرثنسبت داده‌اند. نام سیستان از نام اقوام آریایی «سکا» اخذ شده‌است. «سکاها» در حدود سال ۱۲۸ قبل از میلاد، سیستان را به تصرف خود در آورده و در پهنه آن استقرار یافته‌اند.

«نیمروز» نام دیگر سیستان است. همچنین بنای بیشتر شهرهای سیستان را به پهلوانان اسطوره‌ای ایران چون زال، سامو رستمنسبت داده‌اند. زمانی سیستان جزو متعلقات دولت ساسانیبه شمار می‌آمد که به دست اردشیر بابکانفتح شد و در سال ۲۳ هجری قمری، مسلمانان عرب این سرزمین را فتح کردند.


اولین فرمانروای معروف ایرانی این سرزمین بعد از اسلام، «یعقوب لیث» صفاری بود. بعد از صفاریان، سامانیان، غزنویان و سلجوقیان نیز هر یک، مدتی در این سرزمین فرمان رانده‌اند.

سر زمین سیستان دارای مکان‌های باستانی ودیدنی فراوانیست مانند کوه خواجه که نام دیگر آن به زبان پهلوی (اوشیدا)است و به معنای کوه ابدی است. این کوه تنها بلندی دشت سیستان است و مورد تقدس زرتشتیان هم قرار دارد زیرا آنان بر این باورند که پیامبر دین زرتشت از آنجا ظهور می‌کند. کوه خواجه از سه سلسله زمانی در خود آثاری بجا دارد از سه سلسله اشکانیان ساسانیان و حکومت‌های اسلامی بعد از آن.

سرزمین بلوچستان امروزی که ناحیه جنوبی استان را تشکیل می‌دهد، در قدیمی‌ترین اسناد تاریخی به اسم «مکا» مشهور بوده و در نوشته‌های هرودت تاریخ نگار یونانی از آن به عنوان «گدروزیا» یاد شده‌است. به دنبال سقوط هخامنشیان توسط اسکندر مقدونی (۲۳۰ پ- م) وی مسیر بازگشت خود از هند را «گدروزیا» انتخاب کرده‌است. پس از ساسانیان توسط اعراب مسلمان، در زمان خلیفه دوم، اکثر مردم این سرزمین بلافاصله به اسلام گرویدند.

از زمان ساسانیان به بعد این سرزمین همواره جزیی از ایران محسوب می‌شد تا اینکه با دخالت بریتانیا در قرن نوزدهم میلادی عملاً به دو بخش غربی و شرقی تقسیم شد. از این به بعد بلوچستان مانند سایر ایالت‌ها و ولایت‌های کشور حکومت خان خانی داشت تا در سال ۱۳۰۷ه. ش پس از شکست دوست‌محمدخان بارکزائی قدرت حکومت مرکزی در این خطه تثبیت شد.

 اشغال بلوچستان توسط انگلستان 

در سنه 1254 ارتش انگلستان به افغانستان حمله نمود و مهراب خان حاکم وقت سیستان برای دفاع از مرزهای خود مشغول لشگر کشی به مرزها شد . انگلیس ها نیز از این امر خشمگین شدند و لشگری بزرگ را راهی طوایف کوهستانی بلوچستان نمودند و بسیاری را کشتند . در سنه 1854 ( 1271 هجری قمری ) عهد نامه ای به تاریخ 14 ماه می از سال 1854 برقرار شد و خان سیستان مجبور به قبول آن شد و به زیر سلطه کشور فخیمه انگلستان در آمد . قسمتهای بلوچستان پاکستان به نام بلوچستان انگلستان نام گرفت و انگلیس خطوط راه آهن و ساختمانهایی را در آنجا بنا کردند . مرزهای کنونی که بین بلوچستان انگلستان ( پاکستان ) و بلوچستان ایران مقرر شده است که در سال 1896 میلادی تصویب شد . مساحت بلوچستانی که متعلق به ایران شده است شامل 129500 کیلومتر مربع و قسمتی که جزو پاکستان شده است شامل 118600 کیلومتر مربع می باشد . این عهده نامه یکی دیگر از دخالتهای انگلستان در سرزمین ها و نژادهای ایرانی محسوب می شود و سندی بر خیانت این کشور بر ملت ماست . بلوچها بر پایه نژاد شناسان خود انگلیسی از ایرانیان هستند که برخی از آنها با ترکان آمیزش کرده اند . قدشان بلند و جمجه هایشان بیشتر به هفتاد و هشتاد می رسد . بینی ها بلند و برجسته دارند . رنگشان گندم گون است . از هندوها و افغانها نیز در بلوچستان ساکن هستند . ولی بخش عمده آنان به دو قسمت تقسیم می شوند یکی بلوچها و دیگری براهوئی ها که بیشتر بلوچها ساکن دشت های جنوبی پنجاب و شمال سند پاکستان کنونی هستند و براهوئی ها ساکن سیستان ایران .
فردوسی بزرگ پیرامون سیستان چنین فرموده است :
بیاراسته سیستان چون بهشت گلش مشک سارابد و زر خشت

زبان ونژاد مردم بلوچ

مهم*ترین زبان جنوب*شرقی ایران، زبان بلوچی است که آن را به*خاطر گونه*ی کهن بسیاری از واژگان، باید از زبانهای مهم ایرانی شمرد. زبان بلوچی با زبان پهلوی اشکانی و نیز پهلوی اوایل دوره*ی ساسانی نزدیک است.زیرا در اثر سختی رفت و آمد در همه*ی سده*های گذشته و همچنین نبود آمیختگی با دیگر گویش*ها، صورت اصلی کلمه*ها در این زبان پیوسته بدون دگرگونی مانده است.
زبان بلوچی از نظر زبان*شناسی و نیز شناختن ریشه*ی بسیاری از واژه*ها و سابقه*ی برخی اصطلاح*های رایج در زبان*فارسی، از منابع مهم به*شمار می*رود و می*توان آن را به دو بخش زیر تقسیم کرد:
1-
بلوچی شمالی یا سرحدی: این گویش در نواحی زاهدان، خاش و سیستان متداول است.
2-
بلوچی جنوبی: در ایرانشهر، سراوان،سرباز و چابهار بدان سخن گفته می*شود که با وجود تفاوت در بیش*تر واژگان، برای افراد هر دو دسته قابل تشخیص است.
نژاد
پژوهش*گران بر این باورند که آریایی*ها در روزگاری بسیار کهن در دشت پامیر، آسیای میانه، ارمنستان، ارتفاعات کارپات، ساحل*های رود دانوب پایین، آلمان، اسکاندیناوی و به*بیان دیگر در شمال اروپا و آسیا زندگی می*کرده*اند.
بعدها یعنی حدود 4000سال پیش از میلاد، در اثر زیادشدن جمعیت و یا برخی علت*های دیگر، از این سرزمین*ها به*مهاجرت پرداخته و هر دسته از آنان به*جانبی رهسپار شده و در آن اقامت گزیدند.
گروهی از این قبیله*ها از راه خوارزم به*سوی بلخ و پیرامون آن سرازیر شده و در حدود شرقی و شمال*شرقی ایران کنونی ساکن گردید. بعدها همین گروه به*سوی غرب پیش آمد و به*شعب و قبایل گوناگون بخش شدند.
شاهان هخامنشی، بخش اعظم این سرزمین*ها و اقوامی را که در آن زندگی می*کرده*اند به زیر فرمان خود درآوردند. در برخی از کتیبه*های داریوش از جمله کتیبه*ی بیستون که در آغاز سال 520 پیش از زایش یه*فرمان وی در صخره*ای از کوه بیستون کنده شده از ایالت*های 23گانه*ی هخامنشی از جمله ماکا(بلوچستان )نام برده شده است
بی*تردید قوم سخت*کوش بلوچ نیز از همین اقوام آریایی جدا شده و پس از گذشتن از بخش*های شمالی به*ناحیه*ی جنوب آمده است. در این مورد نزدیکی زبان بلوچی به زبان باستانی اقوام مادی، موید این نظر است. با توجه به بررسی و اندازه*گیری*های انجام شده توسط دانشمندان نژادشناس از درازای بدن همه*ی طوایف و قبایل از جمله مردم بلوچستان، آشکار شده است که مشخصات نژادی بلوچ*ها و آریاییان کاملاً شبیه و یکسان بوده و درنتیجه قوم بلوچ، ایرانی نژاد و همانند کُرد، لُر ، فارس، آذری، تاجیک و... شعبه*ای از نژاد آریایی ایران می*باشند

 

[ پنجشنبه ۱٥ دی ۱۳٩٠ ] [ ۸:٠٥ ‎ق.ظ ] [ عادل قنبرزهی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب
قرآن آنلاین

,,

اسما خداوند متعال