براسانی دیوانجاه
این وبلاگ هیچ گونه گرایش سیاسی نداشته و یک مکان آزاد می باشد (شعر ، داستان ، عکس ، مطلب و مقاله (بلوچی و فارسی)) . 
نويسندگان
تلمبه ی آب و زمین و هر آن چیزی را که مالکش هستم می فروشم ...  برای این که بتوانم بدهیی که بر خانواده ام سنگینی می کند پرداخت کنم. اما  آخرین چیزی که برایم باقی می ماند،همسرم است که طلبکار برای تسویه باقی  مانده بدهی ام مرا بر فروشش مجبور می کند .
این موضوع صحنه غم انگیزی از فیلم یا سریال نمایشی نیست، بلکه  واقعیت دردناکی است که کشاورز هندی را مجبور می کند که از حق شریک زندگی  ومادر فرزندانش بگذرد و او را به یکی از طلبکاران ثروتمندش بفروشد. وی با  قرار گرفتن در مقابل دو واقعیت تلخ؛ فروش همسر و یا رفتن به زندان، آزادی  خودش را بر آزادی و کرامت همسرش ترجیح می دهد.

بر اساس گزارش شبکه خبری آمریکا (سی.إن.إن)، این مرد نیز همانند بسیاری از مردان هندی دیگر، متوسل به فروش همسرش به عنوان تنها وسیله ی پرداخت بدهی اش در زمان خشکسالی شد.

کشاورزان از زیادی محصول در فصل هایی که باران فراوان می بارد بهره می برند. اما این وضع تداوم چندانی ندارد و به آن ها اجازه تسویه ی کامل اقساط قابل پرداخت به اغنیاء را نمی دهد، پس زمانی که موسم زراعت پایان می یابد روستائیان در حیرت می مانند که چگونه اقساط خود را پرداخت کنند.
بعضی از آن ها سالیان سال به عنوان نوکر نزر طلبکاران خود کار می کنند تا بدهی شان را پرداخت نمایند. اما در بسیاری از مواقع فقیر حاضر به انجام تمام درخواست های طلبکار خود می شود حتی اگر به قیمت قربانی کردن شریک زندگی اش باشد.
یکی از همین زنان فروخته شده (که از معرفی خود سرباز زد) و از شهر بندیلخالد که ما بین دو روستای "أوتاربرادیش" و "مادهیا برادیش" قرار دارد، اظهار داشت که: چنین اتفاقی زمانی زمانی رخ می دهد که یکی از فقرا پولی از ثروتمندان قرض بگیرد.
و در حالی که اشک صورتش را می پوشاند، از بی حرمتی هایی که به وی شده بود سخن می گفت. وی گفت که: یکی از ثروتمندان مرا از همسرم خریداری کرده و مجبور نمود که به مدت 30 روز با او زندگی کنم.
رانجانا کوماری، از مرکز مطالعات اجتماعی هند خاطر نشان کرد: علاقه به این پدیده انتشار یافته در بندیلخالد – بر حسب اقرار حکومت هند – مشخص شده. سوء استفاده از زن در بعضی مناطق امری رایج است و در این جا حمایت از زنی که شجاعت بیان قضیه اش را به مقامات داشته باشد کم است.
«کوماری» افزود: هیچ کس زنان را کمک وپشتیبانی نمی کند... و هنگامی که خانواده تصمیم بر عدم یاری زن گرفت، پس دیگر هیچ نهادی آماده ی همکاری با او نمی شود، نه محکمه و نه پلیس... و زن به ناچار تسلیم می شود.
علی رغم آگاهی مقامات محلی، به دلیل نفوذ بعضی شخصیت ها در آن روستا و تهدید اهالی به مجازات و... موجب شده که مقامات توانایی مقابله با با آن ها را نداشته باشند.
[ جمعه ٢۳ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ ] [ عادل قنبرزهی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب
قرآن آنلاین

,,

اسما خداوند متعال