براسانی دیوانجاه
این وبلاگ هیچ گونه گرایش سیاسی نداشته و یک مکان آزاد می باشد (شعر ، داستان ، عکس ، مطلب و مقاله (بلوچی و فارسی)) . 
نويسندگان

سلام به بازدیدکنندگان محترم یک برادر گرامی که درون وب سایت خود مطالبی از توسل آورده که توسل جایز است  و از من خواسته بود تا در مورد توسل کردن نظر بدهم و من پس از تحقیق به کتابی برخورد کردم که دریک وبلاگ بودآن را برای شما درون وبلاگ قرار می دهم.

توسل جایز و غیر
جایز

تألیف: عبدالعزیز بن عبدالله
الجهنی

ترجمة أبی عبدالله:     إسحاق بن
عبدالله الدبیری العوضی

مقدمه مترجم


 

الحمدلله رب العالمین والصلاة والسلام على أشرف الأنبیاء والمرسلین
سیدنا محمد و على آ له وصحبه أجمعین.

هدف از آفرینش انس و جن عبادت خداوند عزوجل است، خداوند فرماید:
)وماخلقت الجن والإنس إلاَّ لیعبدون ما أرید منهم من رزق وما أرید أن یطعمون(.
الذاریات 56-57.

جن و انس را نیافریدم بجز برای آنکه مرا بندگی کنند، از آنان هیج روزی ای نمىخواهم، ونمىخواهم که به من خوراک دهند.

انگیزه بعثت پیامبران هدایت بشر برای عبادت خداوند بوده است، چنانکه فرماید: )ولقد بعثنا فی کل أمة رسولاً أن اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت(. النحل 36 . به یقین در هر امتی رسولی برانگیختیم که خدا را بندگی کنید و از طاغوت بپرهیزید.

عبادت معنا و مفهومی وسیع و گسترده دارد، و شامل هر عملی که جلب رضایت و خشنودی خداوند، و دوری از منهیات مىباشد، اما متأسفانه بعضی عبادت را منحصر در عمل به ارکان اسلام دانسته، در صورتیکه رسول الله (ص) مىفرماید: ((الإیمان بضع وسبعون
أو بضع وستون شعبة! أعلاها شهادة أن لا إله إلاَّ الله وأدناها إماطة الأذى عن الطریق)). متفق علیه.

ایمان هفتاد و چند و یا شصد چند شعبه است، بالاترین درجه ایمان شهادت به یکتائی خداوند است، و کمترین درجه آن سد معبر از راه و مسیر مردم مىباشد.و توسل از مهمترین انواع عبادتها است، که عظمت آن بر بسیاری مخفی است، و
برای تقرب به خداوند توسل غیر مشروع انجام مىدهند، که آنها را به ورطه شرک وارد مىکند.خداوند مىفرماید: )یا أیها الذین آمنوا اتقوا الله وابتغوا إلیه الوسیلة وجاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون(. المائدة 35.

ای مؤمنان از خدا بترسید، و برای تقرب به خدا وسیله بجوئید، و در راه او جهاد کنید تا اینکه رستگار شوید.

توسل عبارت است از وسیله قرار دادن هر نوع عمل صالحی که موجت رضایت خدا و تقرب بدو گردد.

کتاب مزبور که نوشته دانشمند محترم شیخ عبدالعزیز بن عبدالله الجهنی در موضوع توسل است مباحث بسیار با ارزشی ارائه داده است، امید است که با ترجمه این کتاب به عزیزان فارسی زبان خدمتی متواضعانه کرده باشم، از خداوند خواهنم آنرا خالص
برای رضا و خشنودی خود قرار فرماید .توسل: بوسیله چیزی به کسی نزدیکی جستن، وسیله قرار دادن، دست بدامن شدن،
درخواست، تقاضا، التماس.

مشروع: آنچه مطابق شرع باشد و شرع آنرا روا و جایز بداند، شرعی .

ممنوع: منع شده، بازداشته شده، نهی شده، غیر جایز.

وصلی الله علی محمد وآله وصحبه.

 

اسحق بن عبدالله دبیری 

مقدمه مؤلف

الحمد لله رب العالمین والصلاة والسلام على رسول الله وعلى آله وصحبه
أجمعین أما بعد:

کسی که در تاریخ و سیرت رسول الله (ص) دقت کند درک خواهد کرد که ایشان
در میان مردمی مبعوث شدند که در مورد مردگان و اولیاء غلو مىکردند، و این غلو و
زیاده روی سبب خارج شدن آنها از دین ابراهیم خلیل (ع) شده بود .

و واضح است که دین ابراهیم (ع) دعوت مردم بسوی یگانه پرستی بود، و
همچنین معلوم است که عبادت انواع مختلفی دارد، از آن جمله:

احسان، نماز، زکات، سایر ارکان اسلام، دعا، ذبح، نذر، طلب کمک،
فریادرسی، پناه جستن، بیم و ترس، امید، رغبت و رهبت و غیره مىباشد . 

عرب از ناحیة دینى در زمان بعثت پیامبر (ص)

عرب جاهلیت بعضی از انواع عبادتهای فوق را برای غیر از خدای یکتا انجام
مىدادند، و معتقد بودند که اولیا نزد خداوند مکانت و منزلت عظیمی دارند، و مىتوانند
نیازها و خواسته های آنان را به خداوند برسانند، مانند بت لات که در شهر
طائف([1])
و اطرافش پرستش مىکردند، آن بت نام مردی صالح و نیکوکار بود که قبل از مردن به مردم
کمک مىکرد، او مخصوصاً حجاج خانـه خــدا را کمک مىکرد، و به آنها یک نوع از غذا که
آنرا (سویق)([2])
گویند هدیه مىداد.

وقتی از دنیا رفت مردم به خوبی از او یاد مىکردند و قبر او را زیارت
مىکردند، سپس گنبدی را بر او ساختند و به او توسل مىجستند، و قبر او را طواف
مىکردند، و برای رفع نیازها و مشکلاتشان از او کمک مىخواستند، و در مورد بتهای دیگر
بنام عزّی و منات نیز اینچنین بود.

چنانکه خداوند مىفرماید: )أَفَرَأَیْتُمُ اللاّتَ وَالْعُزَّى(19)
وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الأخْرَى(20) أَلَکُمُ الذَّکَرُ وَلَهُ اْلأُنثَى(21)
تِلْکَ إِذًا قِسْمَةٌ ضِیزَى(22) إِنْ هِیَ إِلاَّ أَسْمَاء سَمَّیْتُمُوهَا
أَنتُمْ وَآبَاؤُکُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ(.النجم: 23.

[آیا چنین می بینید (و اینگونه معتقدید) که لات و عزی و منات، سومین بت
دیگر (معبود شما و دختران خدایند، و دارای قدرت و عظمت مىباشند؟). آیا پسر مال شما
باشد، و دختران مال خدا ؟!(در حالی که به گمان شما دختران کم ارزش تر از پسرانند؟!)
در این صورت، این تقسیم ظالمانه و ستمگرانه ای است . اینها فقط نامهائی(بی محتوی و
اسمهایی بی مسمّی ) است که شما و پـدرانتان (از پیش خود) بر آنها گذاشته اند. هرگز
خداوند دلیل و حجتی (بر صحت آنها) نازل نکرده است].

در حالیکه مىدانستند بتهایی که از آنان طلب کمک مىکنند هیچ چیز را
نیافریده اند، و هیچ رزق و روزى و زندگی و مرگی را در اختیار ندارند، و هیچ چیزی
نمىتوانند انجام دهند، چنانکه خداوند درباره مشرکین چنین مىفرماید: )قُلْ مَن
یَرْزُقُکُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ أَمَّن یَمْلِکُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ
وَمَن یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَیُخْرِجُ الْمَیَّتَ مِنَ الْحَیِّ
وَمَن یُدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَیَقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ((31)
سورة یونس.

[بگو: چه کسی از آسمان و زمین به شما روزی می دهد؟ یا کیست که حاکم بر
گوش و دیدگان است؟ و کیست که زنده را از مرده بیرون مىآورد و مرده را از زنده بیرون
مىآورد؟ و کیست که کار (هستی) را تدبیر مىکند؟ خواهند گفت: خدا . پس بگو: آیا پروا
نمىکنید؟].

منظور آیه این است که از آنجائیکه خداوند همه کارها را انجام مىدهد پس
چرا از خداوند نمىترسید تا بدینوسیله عبادت را فقط برای او انجام دهید، کما اینکه
او را آفریننده قرار داده اید.

پس از اینجا معلوم مىشود که مردم زمان جاهلیت منظورشان از طلب دعا از
این بتها، فقط قربت به خداوند بوده است چون گمان مىبردند که خداوند دعای اینها را
اجابت کرده، و خواستة آنها را برآورده مىکند، و این نهایت کوتاهی در حق خداست، چون
خدا مانند بشر نیست تا اینکه به کمک نیاز داشته باشد، اما بشر به کمک نیاز دارد
زیرا به همه چیز احاطه ندارند .

و از آنجا معلوم مىشود کسی که غیر از خدا به فریاد طلبد و از او چیزی
بخواهد که غیر از خدا انجام آن کار را نمىتواند او مشرک است، چنانکه خداوند این
شبهه را بیان فرموده است: )إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ عِبَادٌ
أَمْثَالُکُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لَکُمْ إِن کُنتُمْ
صَادِقِینَ((194) سورة الأعراف.

[بتهایی را که بجز خدا فریاد مىدارید و مىپرستید، بندگانی همچون خود شما
هستند (و کاری از آنها ساخته نیست ونمىتوانند فریاد رس شما باشند). آنان را به
فریاد خوانید و (از ایشان استمداد جویید) اگر راست مىگویید (که کاری از ایشان ساخته
است) باید که به شما پاسخ دهند (و نیاز شما را بر آورده کنند)].

خداوند در قرآن کریم ذکر کرده اند که این مردگان دعای مددخواهان را
نمىشنوند، و فرضاً اگر هم بشنوند نمىتوانند آنرا اجابت کنند، و روز قیامت این عمل
را انکار مىکنند. و عملشان به نص قرآن شرک گفته شده، چنانکه خداوند مىفرماید: )إِن
تَدْعُوهُمْ لاَ یَسْمَعُوا دُعَاءکُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَکُمْ
وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ یَکْفُرُونَ بِشِرْکِکُمْ وَلاَ یُنَبِّئُکَ مِثْلُ خَبِیرٍ(
(14) سورة فاطر.

[اگر آنـها را به فریاد بخوانید صدای شما را نمىشنوند و به فرض اگر
بشنوند، توانایی پاسخ گویی به شما را ندارند، و (گذشته از این) در روز قیامت
انبازگری و شرک ورزی شما را رد مىکنند (و مىگویند: شما ما را پرستش نکرده اید و بی
خود مىگویید) و هیچ کسی همچون (خداوند) آگاه از احوال آخرت، بگونه قطع و یقین، از
چنین مطالبی تو را با خبر نمىسازد] پس هر مرده ایکه چون از آنها کمک خواسته شود
استجابت نمىکند چنانکه مىفرماید: )إِنَّکَ لاَ تُسْمِعُ الْمَوْتَى((80) سورة
النمل.

[بی گمان تو نمىتوانی مرده دلان (زنده نما) را شنوا بگردانی].

)وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِی الْقُبُورِ((22) سورة فاطر.

[و تو نمىتوانی مردگان آرامیده در گورها را شنوا گردانی].

مردگان از غیب خبر ندارند حتى رسول اللهr، پس دیگران چگونه مىتوانند از
غیب باخبر باشند، و چگونه شخص مرده مىداند که فلانی به نزد قبر او آمد و از او مدد
خواست، خداوند مىفرماید: )قُل لاَّ أَمْلِکُ لِنَفْسِی نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا إِلاَّ
مَا شَاء اللّهُ وَلَوْ کُنتُ أَعْلَمُ الْغَیْبَ لاَسْتَکْثَرْتُ مِنَ الْخَیْرِ
وَمَا مَسَّنِیَ السُّوءُ إِنْ أَنَاْ إِلاَّ نَذِیرٌ وَبَشِیرٌ لِّقَوْمٍ
یُؤْمِنُونَ( (188) سورة الأعراف.

[بگو که من مالک نفع و ضرر خویش نیستم، مگر آنچه خدا بر من خواسته، و
اگر من از غیب جز آنچه بوحى مىدانم، آگاه بودم، بر خیر و نفع خود همیشه مىافزودم، و
هیچ گاه زیان و رنج نمىدیدم، من نیستم مگر رسولی ترساننده، و بشارت دهندة
مؤمنان].

پس اینها از کسانی مدد مىخواهند که وجود ندارند، و طلب شفاعت به جاه و
منزلت آنها جایز نیست، زیرا خداوند مشرکین عرب را کافر دانستند، چون از مردگان طلب
شفاعت مىکردند، با اینحال که مىگفتند: )مَا نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِیُقَرِّبُونَا
إِلَى اللَّهِ زُلْفَى( (3) سورة الزمر.

[ما آن (بتها) را نمىپرستیم مگر برای اینکه ما را به درگاه خدا مقرب
گردانند] .

یعنی ما آنها را به فریاد نمىطلبیم زیرا به فریاد طلبیدن همان عبادت
است. این مطلب در صفحات آینده ذکر خواهد شد و آنها را به شفاعت طلبیدن بزرگترین
اشتباه است. زیرا خداوند مىفرماید: )مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ((255) سورة
البقرة.

[چه کسی جرأت دارد در پیشگاه او بشفاعت برخیزد مگر بفرمان او] .

و مىفرماید: )وَلاَ یَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضَى((28) سورة
الأنبیاء.

[و هرگز آن مقربان درگاه، از احدی جز آنکس که خدا از او راضی است، شفاعت
نمىکنند].

و او سبحانه طلب شفاعت از مردگان جایز نمىداند، زیرا مرده قدرت در شفاعت
ندارد، پس چگونه از کسیکه نمىتواند کاری انجام دهد طلب شفاعت مىکند، پس شفاعت از
کسی خواسته مىشود که مىتواند آنرا انجام دهد، و آنهم خداوند متعال.

 

شفاعت حق

 

پس از خداوند مىخواهیم تا لطف خود را در روز قیامت با بـهره مند شدن از
شفاعت صالحین بما عطا فرماید، حال چه این شفاعت برای کسی باشد که مستحق آتش دوزخ
است، و چه برای بالا بردن درجات ما در بهشت، و همانند اینها.

و هیچ شفاعت کننده ای نمىتواند شفاعت کند مگر با اجازه خداوند، اگر هم
از فرشتگان مقرب و یا پیامبر فرستاده شده ای باشد، پس چه رسد به کسی که منـزلت او
کمتر و کوچکتر است .

خداوند مىفرماید: )وَکَم مِّن مَّلَکٍ فِی السَّمَاوَاتِ لاَ تُغْنِی
شَفَاعَتُهُمْ شَیْئًا إِلاَّ مِن بَعْدِ أَن یَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن یَشَاء
وَیَرْضَى((26) سورة النجم.

[چه بسیار فرشتگانی که در آسمانها هستند و (با وجود عظمت و بزرگواریشان)
شفاعت ایشان سودی نمىبخشد و کاری نمىسازد، مگر بعد از آنکه خدا (به شفیع) اجازه
دهد، و (از مشفوع له) راضی و خشنود گردد]. و مىفرماید: )مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ
عِنْدَهُ((255) سورة البقرة.

[کیست آنکه در پیشگاه او میانجیگری کند مگربا اجازه او؟].

و مىفرماید: )وَلاَ یَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضَى وَهُم مِّنْ
خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ((28) سورة الأنبیاء.

[و آنان هرگز برای کسی شفاعت نمىک�%8

[ جمعه ٢۸ امرداد ۱۳٩٠ ] [ ٥:٤٥ ‎ب.ظ ] [ عادل قنبرزهی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب
قرآن آنلاین

,,

اسما خداوند متعال