براسانی دیوانجاه
این وبلاگ هیچ گونه گرایش سیاسی نداشته و یک مکان آزاد می باشد (شعر ، داستان ، عکس ، مطلب و مقاله (بلوچی و فارسی)) . 
نويسندگان

در زمان خلافت علی - علیه ‏السلام - در کوفه ، زره آن حضرت گم شد . پس‏از چندی در نزدیک مرد مسیحی پیداشد . علی(ع) او را به محضر قاضی برد ، واقامه دعوی کرد که : " این زره از آن من است ، نه آن را فروخته‏ام و نه‏ به کسی بخشیده‏ام . و اکنون آن را در نزد این مرد یافته‏ام " .

قاضی به‏ مسیحی گفت : " خلیفه ادعای خود را اظهار کرد ، تو چه می‏گویی ؟ "

او گفت : " این زره مال خود من است ، و در عین حال گفته مقام خلافت را تکذیب نمی‏کنم ( ممکن است خلیفه اشتباه کرده باشد ) . " .


قاضی رو کرد به علی(ع) و گفت : " تو مدعی هستی و این شخص منکر است ،علیهذا بر تو است که شاهد برمدعای خود بیاوری " .

علی(ع) خندید و فرمود : " قاضی راست می‏گوید ، اکنون می‏بایست که من شاهد بیاورم ، ولی من شاهد ندارم " .

قاضی روی این اصل که مدعی شاهد ندارد ، به نفع مسیحی حکم کرد ، و او هم‏ زره را برداشت و روان شد .

ولی مرد مسیحی که خود بهتر می‏دانست که زره مال کی است ، پس از آنکه‏ چند گامی پیمود وجدانش مرتعش شد و برگشت ، گفت : " این طرز حکومت و رفتار از نوع رفتارهای بشرعادی نیست ، از نوع حکومت انبیاست " ، و اقرار کرد که زره از علی است .

طولی نکشید او را دیدند مسلمان شده است.                             

[ یکشنبه ٩ امرداد ۱۳٩٠ ] [ ٤:٠٠ ‎ب.ظ ] [ عادل قنبرزهی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب
قرآن آنلاین

,,

اسما خداوند متعال