براسانی دیوانجاه
این وبلاگ هیچ گونه گرایش سیاسی نداشته و یک مکان آزاد می باشد (شعر ، داستان ، عکس ، مطلب و مقاله (بلوچی و فارسی)) . 
نويسندگان
نوشته اصلی توسط amirsepehr
امام‌زاده‌ای در اتوبان کرج-قزوین هست (نزدیک قزوین در شرق حصار خروان در کنار جاده قدیم قزوین به تهران و در مجاورت
نیروگاه شهید رجائی) که در بین مردم محلی به “امام‌زاده بی غیرت” شهره است. در گذشته‌های نه چندان دور مردم بسیار به آن معتقد بودند و معجزات و خیرات و برکات و شفا از او طلب می‌کردند.

در این شش هفت سالی که در قزوین درس می‌خوانم بارها اسمش را شنیده بودم و روزی جویان و پرسان شدیم از مردم محلی که “حالا چرا این بابا رو امام‌زاده بی غیرت صدا می‌کنید؟” پاسخ دادند که: “طرف پدرش رو کشته، برای همین بهش می‌گن
بی‌غیرت”
البته حقیقت این است که این مقبره متعلق به “میرزا حسن شیخ الاسلام” مشهور به رییس المجاهدین است که از مبارزین به نام دوران مشروطه در قزوین بوده که در سال ۱۲۴۵ هجری خورشیدی به دنیا آمد و در سال ۱۲۹۸ درگذشت.میرزا حسن فرزند میرزا مسعود شیخ الاسلام بود. میرزا حسن از روحانیون مشهور شهر قزوین بود و از ناصرالدین شاه قاجار لقب شیخ الاسلام دریافت کرده بود. وی بر خلاف فرزندش از مخالفین سرسخت مشروطه بود و به هر بهانه‌ای مقابل پای آزادی‌خواهان قزوین سنگ می‌انداخت تا اینکه مشروطه‌خواهان رشت را فتح کردند و سر راه تهران وارد قزوین شدند. رییس المجاهدین و دیگر مشروطه‌خواهان قزوین نیز به آنان پیوستند و کنترل شهر را در دست گرفتند. در این گیر و دار میرزا حسن شیخ الاسلام به دست مشروطه‌خواهان کشته شد و شایع گشت که پسر، مشروطه‌خواهان را به قتل پدرش تحریک کرده است.
پسرش هرگز نتوانست اتهام توطئه علیه پدر را از خود دور کند و از سوی مخالفین مشروطه به «امام‌زاده بی غیرت» ملقب شد و بعد از مرگش نیز این لقب نامیمون برایش باقی ماند و همچنان مردم قزوین او را با همین نام خطاب می‌کنند.جالب است بدانید، با اینکه کمتر از صد سال از مرگ او گذشته است اما افسانه‌های بسیاری در مورد وی وجود دارد.دقت اگر کرده باشید، در ابتدا گفتم که در گذشته‌ی نه چندان دور مردم به مقبره‌ی او ارادت داشتند ولی اکنون این ارادت و حاجت طلبی از او کمتر شده است. من هم مثل شما گمان کردم دلیلش پی بردن مردم به خرافات بودن اینجور توکل‌ها و توسل‌هاست ولی دلیل واقعی را باید در بین افسانه‌های پرشماری که پیرامون میرزا مسعود شیخ الاسلام وجود دارد جست. از جمله روایت است که شبی
دزدانی به حرم او رفتند و هرچه برداشتنی بود برداشتند. از آن پس اعتقاد مردم به او کم شد و کسی به زیارتش نرفت، مردم می‌گفتند:  «این امام‌زاده اگر غیرت داشت و حاجت روا بود، حرم خودش را از سارقان نجات می‌داد»

[ پنجشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٠ ] [ ٩:۱٢ ‎ق.ظ ] [ عادل قنبرزهی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب
قرآن آنلاین

,,

اسما خداوند متعال