براسانی دیوانجاه
این وبلاگ هیچ گونه گرایش سیاسی نداشته و یک مکان آزاد می باشد (شعر ، داستان ، عکس ، مطلب و مقاله (بلوچی و فارسی)) . 
نويسندگان

بلوچستان ایران. در جنوب شرقی ایران، شامل قسمت اعظم استان سیستان و بلوچستان است. از شمال به سیستان، از مشرق به مرزهای ایران ـ افغانستان، و ایران ـ پاکستان، از جنوب به دریای عمان و از مغرب به استانهای هرمزگان و کرمان محدود، و جز شهرستان زابل مشتمل بر همه شهرستانهای استان (زاهدان، خاش، سراوان، ایرانشهر، نیکشهر و چابهار) است.
بلوچستان در گذشته به چند ناحیة عمده (هر ناحیه به چند بلوک) تقسیم میشد:
الف) ناحیة سرحد . کمابیش مطابق با شهرستانهای کنونی خاش و زاهدان در شمال منطقة بلوچستان، از شمال به سیستان، از مشرق به افغانستان و پاکستان، از جنوب به سراوان و بلوچستان مرکزی (شهرستان ایرانشهر) و از مغرب به استان کرمان محدود است. این محدوده، بهلحاظ کوهستانی بودن از مناطق ییلاقی و خوش آب و هوای بلوچستان شمرده میشود و دارای مراتع فراوان است. رشته کوه پیرشوران، ادامة کوههای شرقی ایران (خراسان)، در مغرب آن امتداد دارد. کوه تفتان (مرتفعترین قله: ح 940 ، 3 متر) در آن واقع است. در شمال و مشرق آن کوههای ملک سیاه (مرتفعترین قله: ح 600 ، 1 متر)، میرجاوه که خط رأس آن مرز ایران و پاکستان را تشکیل میدهد، و کوه کازو قرار گرفته است. کوههای یک سر و مارپیچ و ژیلی کوه (مرتفعترین قلهها: 464 ، 1 تا 976 ، 2 متر) مشرق این ناحیه را پوشانده است. رود لادیز در شمال آن جریان دارد. به نوشتة قاینی، در 1297 در سرحد جز بلوچها، تیرههایی از عشایر فارس زبان، مانند تَمینی، تَمَندان، لادزی ] لادیزی [ ، کرَمزهی و هاشمزهی و خاشی، نیز زندگی میکردند (ص 177ـ 178). آبادیهای مهم آن زاهدان (مرکز استان سیستان و بلوچستان که تا 1315 ش دُزدآب نام داشت)، خواش (خاش)، و میرجاوه است.
ب) ناحیة بلوچستان مرکزی (ناحیة بمپور). کمابیش مطابق با شهرستان ایرانشهر، در شمال ناحیة مکران، از شمال به ناحیة سرحد، از مشرق به ناحیة سراوان و از مغرب به استان کرمان محدود است. این ناحیة عمدتاً در مشرق جزموریان قرار گرفته است. جزموریان آبهای غربی این ناحیه را زهکشی میکند. قسمت شرقی بلوچستان مرکزی کوهستانی است و کوه بَزمان (مرتفعترین قله: ح 490 ، 3 متر) در شمال آن قرار دارد. دشت فَنّوج در جنوب شرقی و دشت بمپور در حاشیة شرقی جزموریان واقع است. قسمتهایی از جنوب جزموریان کویری است که ظاهراً اسکندر در راه رفتن به گدروسیا (جیرفت) از آنجا گذشته است (گابریل، ص 29). رشته کوه نمداد در قسمت شمالی آن، بلوچستان را از دشت لوت جدا میکند. رود سرباز و رود بمپور (با جهت شرقی ـ غربی) در آن جریان دارد. آبادیهای قدیمی آن عبارتاند از: شهر بمپور (نام قدیم آن: بَن فَهل که مرکز و ضابطنشین بلوچستان شمرده میشد)؛ ایرانشهر (نام قدیم آن: فهره/ فهرج) و قصر قند که در قدیم مرکز مکران بود.
ج) ناحیة سراوان . در مشرق بلوچستان مرکزی (کمابیش مطابق با شهرستان امروزی سراوان)، از شمال به ناحیة سرحد، از مشرق به پاکستان، از جنوب به پاکستان و مکران، و از مغرب به بلوچستان مرکزی محدود است. این ناحیه، کوهستانی است و رشته کوه بَمْپشت (مرتفعترین قله: ح 700 ، 1متر) در آن قرار دارد. کوه بیرگ (یا بیرک، مرتفعترین قله: 740 ، 2 متر) در حد فاصل ناحیة سراوان و ناحیة قدیمی بمپور قرار گرفته است. رود ماشکید (یا ماشکیل) در شمال کوه بم پشت با جهت شرقی ـ غربی در آن جریان دارد و وارد پاکستان میشود. در قدیم اراضی آن با 26 قنات آبیاری میشد. از آبادیهای قدیمی آن دِزَک، در حدود شش کیلومتری مشرق سرباز (رجوع کنید به ادامه مقاله) است که در قدیم قلعه داشت و اقامتگاه حاکم ناحیه بود. یکی از آبادیهای آن، کوهک در دهستان کوهک اِسفَندک، نزدیک مرز پاکستان است که زیارتگاهی در کنار چاهی به عمق حدود هشتاد متر دارد. در 1013، نواب امیر محمد که از هندوستان به ایران فرستاده شده بود، در این آبادی اقامت گزید. در 1290، قشون ایران به فرماندهی وکیل الملک، قلعة کوهک را که از ایران جدا شده بود، پس گرفت ( جغرافیای بلوچستان ، ص 284 ـ 285). از جمله آبادیهای دیگر آن، سرباز در جنوب شرقی و زابلی است که در جنوبغربی شهر سراوان (مرکز شهرستان) قرار دارد. ده سوران در جنوبغربی شهر سراوان، دهکدة گشت در قسمت شمالی آن در دامنة کوه سفید، و دهکدة ایرافشان بر روی تپهای (در حدود 65 کیلومتری جنوب آبادی سوران) واقع است. در 1280، اهالی ایرافشان بر ضد قاجاریه شورش کردند (همان، ص 286). پیشین، مرکز دهستانی به همین نام، در این ناحیه قرار دارد.
د) ناحیة مکران . در جنوب بلوچستان (امروزه مشتمل بر شهرستان چابهار و نیکشهر)، از شمال به بلوچستان مرکزی و سراوان، از مشرق به بلوچستان انگلیس یا قسمت شرقی مکران (پاکستان)، از جنوب به دریای عمان، و از مغرب به شهرستان جاسک (استان هرمزگان) محدود است. کوههای مکران، که ادامة کوههای بشاگرد است، با جهت غربی ـ شرقی آن را از دیگر مناطق بلوچستان جدا میکند. نام قدیم این کوهها کُوفچ بوده است ( حدود العالم ، ص 30ـ31). این کوهها آب پخشان (مقسم المیاه) شهرستانهای چابهار و نیکشهر و مناطق شمالی (بلوچستان مرکزی) است. آبهای سطحی این منطقه به دریای عمان میریزد و رودهای مهم آن از مشرق به مغرب، باهوکَلات * ، و راپیچ است. دشتهای باهوکلات، نَگور و کهیر در آن قرار دارد. دشتهای قصرقند و نیکشهر (نام قدیم آن: گِه) که سابقاً در قسمت مکران قرار داشت، امروزه بر اثر تغییر در تقسیمات کشوری، از شهرستان چابهار (مکران) جدا شده است. خلیجهای گواتر و چابهار و چندین خور و خلیج کوچک در ساحل آن دیده میشود و بندرهایی به نام چابهار و طیس (تیز) و گالَک و لنگرگاه دارد.
زاهدان، مرکز استان سیستان و بلوچستان، در منطقة بلوچستان واقع است و با راه اصلی به بیرجند (در استان خراسان)، به زابل (در سیستان) و بم (در استان کرمان)، و از طریق شهرهای خاش و ایرانشهر به بندر و شهر چابهار مرتبط است. راهآهن زاهدان از طریق میرجاوه به راهآهن پاکستان متصل است. شهر زاهدان فرودگاه بینالمللی دارد.
طبق قانون تقسیمات کشوری در 1316 ش، حوزه بلوچستان با شهرستانهای تابعه (زاهدان، سراوان، ایرانشهر و چابهار) در استان کرمان تشکیل شد. در مرداد 1326، حوزة بلوچستان به صورت فرمانداری کل ـ مشتمل بر سه فرمانداری جزء ـ تشکیل و مرکز آن شهر زاهدان شد.
طوایف بلوچستان ایران . بلوچستان تنها جایی در ایران بود که تا حدود یک دهه قبل برای چادرنشینان و آبادینشینان آن، اصطلاح «طوایف» به کار میرفت (قس «ایل»، «قبیله» و «عشایر» در دیگر جاهای ایران)، اما از 1366 ش، برای طوایف بلوچ، «ایل» به کار رفته است (رجوع کنید به مرکز آمار ایران، 1368 ش الف و ب ). در بلوچستان جز بلوچها طوایف چادرنشین و آبادینشین دیگری نیز به سر میبرند که خاستگاه اجتماعی و زبان آنان با بلوچها فرق دارد. برخی از آنان به فارسی، و برخی مانند جَدگالها و جَتها که از هند آمدهاند، به زبان بومی خود سخن میگویند. در برخی جاها، بلوچها تیرههایی از چادرنشینانِ کوهنشین را «کوچ» مینامند. برخی طوایف بلوچ، علاوه بر بلوچستان، در مناطق ییلاقی و قشلاقی (از شمال تا سیستان، و از مغرب تا کرمان و هرمزگان) نیز به سر میبرند. تیرههایی از بلوچها (کوچها) در کوههای بارِز * و دامنههای آن، و در شهرستانهای کرمان (مثلاً جیرفت و بافت و بم) و هرمزگان ییلاق و قشلاق میکنند، و دستههایی نیز به استان گلستان (بویژه گرگان) و خراسان (تربت و نیشابور) مهاجرت کردهاند. از قدیم در برخی نواحی بلوچستان، مانند سرحد، تیرههای آبادینشین شیعه، و چادرنشینان سنّی بودهاند. بیشتر طوایف کوچندة بلوچ دامدارند و پرورش گوسفند و بز و اسب و شتر در میان آنان رواج دارد (متوسط دام هر خانوار در ییلاق، 34 رأس گوسفند و بز و بزغاله، و در قشلاق، 39 رأس). 3ر5% شترهای جامعة عشایری کشور، به «ایل» بلوچ اختصاص دارد. از صنایع دستی، بافتِ قالی، پلاس، چادر، گلیم و زیلو در میان آنان رایج است. فروش دام و مبادلة فراوردههای دامی در میان آنان رونق فراوانی دارد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی (22 بهمن 1357) خانوارهای ایل بلوچ از امکانات آموزشی بیشتری برخوردار شدند و از بلوچها طایفة پلنگی که حدود 3ر10% جمعیت ایل بلوچها را تشکیل میدهد، از بیشترین امکانات آموزش برخوردار است (مرکز آمار ایران، 1368 ش الف ، ص 3). بنابر مطالب جزوة فرهنگ عشایری، در 1366 ش جمعیت ایل کوچندة بلوچ به 308 ، 12 تن (236 ، 2 خانوار) میرسیده است (همان، ص 1). ایل بلوچ مشتمل بر هفده طایفه و 213 رده بوده است، هر طایفه به چند تیره و هر تیره به چند احشام تقسیم میشود. جز ایل بلوچ، طوایف مستقل دیگری در بلوچستان به سر میبرند که عمدتاً در بلوچستان ییلاق و قشلاق دارند. ساختار طایفهای در بلوچستان عبارت است از: طوایف بزرگ «ایل» بلوچ، شاملِ طایفههای آبدوغی که بیشتر در شهرستان بافت به سر میبرند؛ پوراحمدی که در شهرستانهای جیرفت و کهنوج و مشیز (بردسیر) و بافت زندگی میکنند؛ پلنگی در شهرستانهای بم و جیرفت و کهنوج؛ جلالی و حسنخانی و شیهکی در شهرستانهای بم و جیرفت؛ محمدرضاخانی در شهرستانهای بافت و بم و بندرعباس و جیرفت و کهنوج و بردسیر؛ مسافری در شهرستانهای بم و بردسیر؛ نمدادی در شهرستان کهنوج؛ بلوچ سیرکانی در شهرستان جیرفت؛ و شولهبُر (شُهولیبُر یا شُرومیبُر؟) در شهرستانهای بم و جیرفت و کهنوج.
طوایف مستقل و بزرگ بلوچ به پنج دسته تقسیم میشوند: 1. طوایف مستقل و بزرگی که در شهرستان ایرانشهر ییلاق و قشلاق میکنند و عبارتاند از: اِسکانی، بامری، بلوچ توتان، سرکوهی، لاشاری، بلوچی، حَمَلی (هَملی)، دامِنی، درزاده، زینالدینی، سایکی، سردار زهی، شولهبر، صالحزهی (صلاحزهی)، و فولادی. 2. طوایف مستقل و بزرگی که در شهرستان چابهار ییلاق و قشلاق میکنند و عبارتاند از: هَنزَم، بلوچی، و نوحانی. 3. طوایف مستقل و بزرگی که در شهرستان خاش ییلاق و قشلاق میکنند و عبارتاند از: ریگی، بامری، دامِنی، سوریزهی، شهبخش، عَمَرزهی، کُرد، گمشادزهی (قمشادزهی)، و مزار زهی. 4. طوایف مستقل و بزرگی که در شهرستان زاهدان زندگی، و در همانجا ییلاق و قشلاق میکنند و عبارتاند از: ریگی، سالارزهی ـ سالاری، شهبخش، قنبرزهی، کرد، گمشادزهی، و نارویی. 5. طوایف مستقل و بزرگی که در شهرستان سراوان ییلاق و قشلاق میکنند و عبارتاند از: ارضی زهی (ارززهی)، پُرَکی، خاکیزهی، دُهانی، سیاهانی/ سیاحانی، گمشادزهی، و مزارزهی (مرکز آمار ایران، 1369ش، ....

[ ] [ ] [ مدیر ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب
قرآن آنلاین

,,

اسما خداوند متعال