براسانی دیوانجاه
این وبلاگ هیچ گونه گرایش سیاسی نداشته و یک مکان آزاد می باشد (شعر ، داستان ، عکس ، مطلب و مقاله (بلوچی و فارسی)) . 
نويسندگان

در هر کشور و منطقه‌ای و با هر فرهنگ و آداب و رسومی، سلام کردن بخشی واجب از معاشرت روزانه انسان‌هاست. اما نوع سلام کردن‌ها در منطقه‌های مختلف جهان کمی با هم متفاوت است.

نیوزلند: قراردادن بینی‌ها به روی هم

در این رسم قدیمی سلام و احوالپرسی که در نیوزلند رایج است و «هُنگی» نام دارد، دو طرف به طور همزمان با چسباندن بینی و پیشانی‌هایشان به هم، به یکدیگر سلام می‌کنند.

جنوب آفریقا: دست دادن با دقت و جزئیات

در روش سلام کردن «بوتسوانا» افراد دست راست خود را به سمت طرف مقابل دراز می‌کنند، شست‌هایشان را در هم قفل می‌کنند و سپس با دست دیگر آرنج دست راست خود را می‌گیرند!

در تایلند: احترام با دو دست

در این روش که «Wai» نام دارد، افراد کف دستانشان را به روی هم قرار می‌دهند و مقابل قفسه سینه می‌گیرند، سپس سر خود را اندکی به جلو خم می‌کنند به طوری که شست‌ها نزدیک چانه قرار گیرد.


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٤ ] [ ٩:۳٦ ‎ب.ظ ] [ عادل قنبرزهی ]

حتما زیاد شنیده‌اید که می‌گویند فلانی «توبه نصوح» کرده و دیگر گِرد  گناه نمی‌رود.

اما آیا جریان نصوح و توبه او را شنیده‌اید؟ در ادامه مطلب  بخوانید.

نصوح مردى بود که در ظاهر شبیه زنها بود، صورتش مو نداشت و سینه‌هایی  برجسته چون سینه زنها داشت و در حمام زنانه کار مى‌کرد و کسى از وضع او خبر نداشت و  آوازه تمیزکارى و زرنگى او به گوش همه رسیده و زنان و دختران و رجال دولت و اعیان و  اشراف دوست داشتند که وى آنها را دلاکى کند واز او قبلا وقت مى‌گرفتند. تا اینکه  روزى در کاخ شاه صحبت از او به میان آمد.

دختر شاه مایل شد که به حمام آمده و کار نصوح را ببیند. نصوح جهت  پذیرایى و خدمتگزارى اعلام آمادگى نمود، سپس دختر شاه با چند تن از خواص ندیمانش به  اتفاق نصوح به حمام آمده و مشغول استحمام شد. از قضا گوهر گرانبهاى دختر پادشاه در  آن حمام مفقود گشت. از این حادثه دختر پادشاه در غضب شده و به دو تن از خواصش دستور  داد که همه کارگران را تفتیش کنند تا شاید آن گوهر ارزنده پیدا  شود.

طبق این دستور، مأمورین، کارگران را یکى بعد از دیگرى مورد بازدید خود قرار دادند. همین که نوبت به نصوح رسید با اینکه آن بیچاره هیچگونه خبرى از آن نداشت، ولى از ترس رسوایى، حاضر نشد که وى را تفتیش کنند، لذا به هر طرفى که مى‌رفتند تا دستگیرش کنند، او به طرف دیگر فرار مى‌کرد و این عمل او سوء ظن دزدى را در مورد او تقویت مى‌کرد ولذا مأمورین براى دستگیرى او بیشتر سعى مى‌کردند.

نصوح هم تنها راه نجات را در این دید که خود را در میان خزینه حمام  پنهان کند، ناچار به داخل خزینه رفته و همین که دید مأمورین براى گرفتن او به خزینه  آمدند و دیگر کارش از کار گذشته و الان است که رسوا شود به خداى تعالى متوجه شد واز  روى اخلاص توبه کرد و از خدا خواست که از این غم و رسوایى نجاتش  دهد.


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٤ ] [ ٦:۱٠ ‎ب.ظ ] [ عادل قنبرزهی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب
قرآن آنلاین

,,

اسما خداوند متعال