براسانی دیوانجاه
این وبلاگ هیچ گونه گرایش سیاسی نداشته و یک مکان آزاد می باشد (شعر ، داستان ، عکس ، مطلب و مقاله (بلوچی و فارسی)) . 
نويسندگان

مولانا محمد حسین گرگیج،اهلسنتءِ آزادشهرءِ جمعهءِ پیشنماز، ماں زاهدانءِ جمعهءِ نماز وانانی اجتماعءَ گوں آیه: یأیهالناس إنا خلقناکم من ذکر وأنثی وجعلناکم شعوبا وقبائل لتعارفوا إن أکرمکم عند الله أتقاکم إن الله علیم خبیر.(حجرات: آیه13) وانگءَگوشت:وحدتءُ یکدلیءِ حفظ کنگ باید گوں عقیدهءُ مذهبءِ دارگءَ ببیت.

ماں إے آیتءَ که یکے چه اسلامءِ رهبندی آیاتان إنت الله تعالیءَ مردمانءَ پرمان دنت که شما باید گوں وتی راج داریءُ قوم داریءِ حفظ کنگءَ بایدں دینیءُ مذهبی حکمان، ءُ تقواءُ خدا ترسیءَ رعایت بکن إت، پچے که اللهءِ گورءَ تهنا پهریزکاریءُ دینداری، عزتءُ وشنامی ءِ نشان إنت.
دارالعلومءِ فاروقیهءِ گالیکشءِ کار مسترءَ دیما گوشت: هما پیمءَ که اسلامیءُ ملی وحدت ضروری إنت، همے پیمءَ "عقیدهءِ حفظ کنگ"، "وتی قومی رسمءُ لباسءِ دارگ"،"ملکءِ دارگ"، "مردمانی حقءِ دیگ"، "پهریز چه ظلم"ءُ "دیری چه ظلمءِ کنگ" لازم أنت که ما باید شانی سرءَ توجه بکنن.
واجهءَ گوشت: هما پیم که ما اسلامیءُ ملی وحدتءِ لوٹوکن، همے پیمءَ ظلمءُ ناحقیءُ تبعیضءَ په هچکسءَ روا نزانیں.
واجهءَ دیمءَ برزءِ مسائلی گیشتر گیشءُ گیوار کت أنتءُ گوشتی: ما په وتی مسلمانیءَ پهر بندینءُ اسلام مئے بالاتریں افتخار إنت، الله تعالیءَ گوشتگ: ومن یبتغ غیر الإسلام دینا فلن یقبل منه وهو فی الآخرة من الخاسرین.[آل عمران:85]
گڑا عقیدهءُ مذهبءِ دارگ چه هرچیزے مئے واستا لازمتر إنتءُ دینءُ عقیدهءِ چه دست دیگ هنچیں مصیبتے که هچکس آئیءَ جبران کت نکنت، بلے گوں إشیءَ باید مئے قومیت، زبان، پچءُ إے دگه قومی باوراں حفظ کنگ ببنت؛ بلوچءُ بلوچستان، ترکمنءُ ترکمن صحرا، لرءُ گیلکیءُ إشانی ملکءُ زبان باید حفظ کنگ ببنت، پچے که شان کشورءِ ملی سرمایه أنت. ءُ بایدں پهکیں  ایرانیاں گوں تمامیں قومءُ زباناں که ملکءِ تها هست أنت آشنا ببنتءُپجاهش بیار أنت.


ادامه مطلب
[ دوشنبه ۱٦ دی ۱۳٩٢ ] [ ٢:۳۸ ‎ب.ظ ] [ عادل قنبرزهی ]

براسانی دیوانجاه

 کنان حمد ءُ ثنا ربءِ جلیلءَ

که بی مَٹ اِنتءُ دَروَر په دلیلءَ

کنان من  اِی بیانءَ چه  کُرانءَ

په آوان که نه مَنّ اَنت سَکّ سَرانءَ

هُدا بَرهَکّ ءُ  یکتااِنت ءُ یَک اِنت

جهان گون هُکمی دائم جِکّءُسَکّ اِنت

نشان ءُ  کُدرتی بازاِنتءُ لَکّ اِنت

هُداوند هادی اِنتءُهُکمی هَکّ اِنت

هُداوند  وت  وَدی  کُت آزمانءَ

زمینءَ  آدمءَ  مه  یک  دَمانءَ

دُراهین دَلوتءُ گُوکءُ  پَسانءَ

هَمُک روچءُ زُمستانی  شپانءَ

پدا وَزبَت  کنان  پیگمبرءَ من

سَروگءُسرورءُرَهدَربرءَ من

دُروتان دیم دَیان په دِلبرءَ من

رسولُ اللهءُ  دُرّین رهبرءَ من

پدا مدحءَ  کنان هر چاریارءَ

هما  صدیق اکبر یارءِ غارءَ

عمر فاروقءُ  عثمان مالدارءَ

علیءِ مرتضی  دُلدُل سوارءَ


ادامه مطلب
[ یکشنبه ۸ دی ۱۳٩٢ ] [ ٩:۳٥ ‎ب.ظ ] [ عادل قنبرزهی ]
 کودکان قربانی پدر شیشه‌ای، قتل دوست قدیمی بر اثر مصرف شیشه، شک مرد شیشه ای به همسرش و قتل او، جزئیات قتل کودک توسط مادرش، افزایش جنایات شیشه و .... نمونه ای از اخباری است که در سال‌های اخیر بسیار به چشممان خورده است. اخباری به شدت متأثر کننده که عمق فاجعه ای جبران ناپذیر را نشان می دهد. فاجعه ای به قیمت از دست رفتن کودکانی معصوم آن هم به دست پدر یا مادرشان که بی هیچ گناه به بدترین شکل ممکن به قتل می رسند و یا مادران، پدران و همسرانی که تنها به جرم زیستن در کنار فردی معتاد به شیشه جان خود را از دست می دهند.
قتل‌های فجیعی که وقوع آن در حالت عادی بسیار بعید به نظر می رسد و تنها فرد متوهم شیشه‌ای به دلیل تصورات نادرست از محیط اطراف و اعتقاد جدی به آنها دست به این اعمال می زند. اخیراً نیز فردی مشکوک به اعتیاد شیشه در حالی دست به قتل اعضای خانواده‌اش زد که یک روز بعد از وقوع حادثه زمانی که برای تست اعتیاد به پزشکی قانونی ارجاع شده بود بدون کمترین عذاب وجدان یا پشیمانی به قتل‌های اتفاق افتاده معترف بود.
به بیان دیگر قتل‌هایی که تحت تأثیر توهمات مصرف شیشه اتفاق می افتد، از نظر شکل و نحوه وقوع بسیار فجیع و دردناک است و عمدتاً نیز نزدیکان فرد شیشه‌ای را تهدید می کند. در بسیاری از این نمونه قتل‌ها شاهد هستیم که فرد شیشه‌ای همسر، فرزند و یا مادر خود را به قتل می رساند آن هم به دلایلی که کاملاً خیالی و دور از واقعیت است.اما شیشه چه تأثیری در ذهن و روان فرد ایجاد می کند که ممکن است به دنبال آن دست به چنین قتل‌هایی بزند و یا فرد، دچار چه آشفتگی روانی می شود که تخیلات ذهنی خود را واقعیت محض می پندارد و به دنبال آن دست به اقداماتی عجیب و جبران‌ناپذیر می زند.
دکتر سید مهدی صابری رییس بخش معاینات روانپزشکی پزشکی قانونی تهران و عضو هیئت علمی سازمان پزشکی قانونی کشور که روان‌پریشان شیشه‌ای را معاینه می کند، در گفتگویی اعلام کرد: شیشه یکی از مواد محرک روان است و برخلاف داروهای مخدر که باعث احساس آرامش و رخوت کوتاه مدت می شود و اساس گرایش به آن نیز همین است، موجب افزایش انرژی، تحرک و حس لذت کاذب می شود. به همین دلیل در مواقعی که فرد نیاز به تمرکز ذهنی بیشتر، انجام کارهای ظریف، افزایش احساس لذت، افزایش سطح هوشیاری و یا توان بدنی دارد ممکن است به مصرف شیشه روی آورد و همین احساس انرژی کاذب و یا افزایش هوشیاری و لذت، فرد را تشویق می کند که به مصرف شیشه ادامه دهد.

ادامه مطلب
[ پنجشنبه ٥ دی ۱۳٩٢ ] [ ۸:٠٧ ‎ب.ظ ] [ عادل قنبرزهی ]

قال رسول الله صلی الله علیه وسلم:لعن الله الراشی و المرتشی و الماشی بینهما.

حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: خداوند گیرنده و دهنده رشوه و آن کس را که واسطه میان آن دو است ازرحمت خود دور گرداند.

" هشدار"

از آنجا که رشوه در دین مقدس اسلام به شدت مطرود است و اصولا فطرت سلیم و وجدان بیدار بشر قبح آن را به خوبی درک نموده و به سهولت به انجام آن رضایت نمی دهد، آنان که برای وصول هرچه سریعتر به منافع خویش، خویشتن داری و حوصله به خرج نمی دهند و از طرفی نمی خواهند آلوده به گناه رشوه دادن شوند و به دنبال راه گریزی برای سرپوش گذاردن بر عمل زشت خود می گردند، این عمل نا پسند را در قالب اسامی فریبنده نظیر (هدیه)،تعارف، حق الزحمه، و انعام، به انجام می رسانند به خیال اینکه باتغییر نام یک عمل می توان حرمت آن را از بین برد و از دست مجازات و انتقام الهی گریخت. غافل از اینکه این تغییر نام ها به هیچ وجه تغییر در ماهیت آن نمی دهد و درهر صورت پولی که از این طریق گرفته می شود حرام و نا مشروع است... و اسلام رشوه رادر هر شکل و قیافه ای محکوم کرده است. و این تغییر نام، در واقع چیزی جز خدعه به کار بردن در احکام الهی نمی باشد که عاقبتی جز سیاه بختی در دنیا و آخرت به دنبال ندارد و لذا آنان که بهره ای از ایمان دارند هرگز دست به این گناه عظیم یعنی رشوه نمی زنند هر چند در پوششی از اسامی و نام های پر زرق وبرق و فریبنده صورت گیرد

[ دوشنبه ٢ دی ۱۳٩٢ ] [ ٥:٤٢ ‎ب.ظ ] [ عادل قنبرزهی ]

معنی ضرب المثل:

دسته گل به آب داد

شاید بسیار شنیده ایم که مثلا شخصی کار نسبتا بدی انجام داده باشد مردم در موردش می گویند فلانی دسته گلی به آب داده. اصل این ضرب المثل چنین است.

آیا می دانید چه کسی اولین دسته گل را به آب داد؟

در سال‌های دور زبان به زبان یا به قول معروف سینه به سینه به گوش ما رسیده؛ جوانی ساکن یکی از آبادی‌ها به قول همشهری‌هایش از شانس خوبی برخوردار نبوده و به آدمی جنجالی معروف بوده که به هر جا پا می‌گذاشته، اگر اتفاق یا حادثه‌ای ناگوار روی می‌داده، بلافاصله نظرها روی او جلب می‌شده و اگر هم در آن درگیری تقصیری نداشته از اقبال بدش او را گناهکار دانسته که به‌طور مثال اگر در فلان دعوا میانجی نمی‌شد یا شرکت نمی‌کرد، چنین و چنان نمی‌شد. جوان بیچاره به خودش هم امر مشتبه شده بود که از شانس خوبی برخوردار نیست.

از قضای روزگار و دست حوادث، جوان بداقبال چنان دلباخته دختری از اهالی آبادی می‌شود که دست مجنون را از شدت عشق از پشت می‌بندد. آوازه عاشق شدن جوان در آبادی می‌پیچد، در حالی که خود دختر هم بی‌میل نبوده به همسری او درآید، اما سابقه ناخوشایند جوان عاشق موجب می‌شود خانواده دختر موافق به آن ازدواج نباشند، بلکه عده‌ای آن وصلت را شوم می‌دانند.

جوان نا‌امید می‌شود، خواستگاری دیگر گوی سبقت از او می‌رباید.
بعد از خواستگاری و موافقت پدر و مادر دختر، بساط جشن برپا می‌شود. جوان عاشق هم برای دختر آرزوی خوشبختی می‌کند و چون قادر نبوده از نزدیک تماشاگر جشن عروسی کسی باشد که از جان بیشتر دوستش داشته، ایام حنابندان و جشن و پایکوبی از آبادی خودش دور می‌شود و به کوه‌های اطراف پناه می‌برد.

کوه‌هایی که آب‌های برف‌های زمستان به هم پیوسته تشکیل رودخانه‌ای بزرگ می‌دهد. جوان عاشق که دستش از همه چیز کوتاه شده برای تسکین دل عاشقش از دشت و دمن و کوه صحرا دسته گل زیبایی می‌چیند. از آنجا که می‌داند رودخانه از روبه‌روی خانه عروس عبور می‌کند. دسته گل را به آب می‌اندازد که شاید نگاه عروس به آن بیفتد.

روبه‌روی خانه دختربچه‌ها و پسران خردسال مشغول بازی هستند. تا نگاهشان به دسته گل می‌افتد هر یک برای گرفتن گل از دیگری سبقت می‌گیرند. دختر خواهر عروس برای گرفتن دسته گل خودش را به رودخانه می‌زند. گرداب او را در خودش غرق می‌کند. دخترک از دنیا می‌رود و عروسی به عزا تبدیل می‌شود.

جوان عاشق بعد از یکی دو روز به آبادی برمی‌گردد. روبه‌روی قهوه‌خانه‌ای ماتم‌زده می‌نشیند. ماجرا را برایش شرح می‌‌دهند که جشن عروسی تبدیل به عزا شد. چرا؟ علت را توضیح می‌دهند.

جوان عاشق دست پشت دست می‌زند. آه از نهادش بلند می‌شود و ماجرا را شرح می‌دهد که دسته گل را او برای عروس فرستاده بوده و مردم به او می‌گویند: «پس اون دسته گل را تو به آب داده بودی».

[ یکشنبه ۱ دی ۱۳٩٢ ] [ ٢:٤۸ ‎ب.ظ ] [ عادل قنبرزهی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب
قرآن آنلاین

,,

اسما خداوند متعال